خانه کتاب بی

مرگ و دختر جوان

۷۴ بازدید

معرفی کتاب مرگ و دختر جوان

«مرگ و دختر جوان» از آریل دورفمان رمانی کوتاه اما پرتنش و تکان‌دهنده است که در فضایی سرشار از اضطراب، خاطره و بی‌اعتمادی شکل می‌گیرد. داستان در بستری سیاسی و پس از سال‌های سرکوب می‌گذرد؛ جایی که گذشته هنوز تمام نشده و زخم‌های آن در زندگی آدم‌ها ادامه دارد. محور اصلی کتاب، مواجهه چند شخصیت با حقیقت، عدالت و حافظه است. زنی که سال‌ها رنج و خشونت را با خود حمل کرده، مردی که به خانه‌ای دورافتاده بازمی‌گردد و پزشکی که ناخواسته در میانه این کشمکش قرار می‌گیرد، سه ضلع اصلی این روایت‌اند. دورفمان با مهارتی نمایشی، تنش را ذره‌ذره می‌سازد و خواننده را مدام میان ترس، شک و میل به دانستن نگه می‌دارد. این کتاب بیش از آن‌که فقط یک داستان معمایی یا سیاسی باشد، تأملی است درباره مرز باریک میان عدالت و انتقام، و این‌که انسان پس از رنج چگونه می‌تواند با گذشته‌اش روبه‌رو شود. لحن اثر فشرده، تاریک و بسیار گفت‌وگومحور است و برای خوانندگانی که به رمان‌های روان‌شناختی و سیاسی علاقه دارند، تجربه‌ای جدی و ماندگار می‌سازد. «مرگ و دختر جوان» از آن کتاب‌هایی است که بعد از تمام شدن هم در ذهن می‌ماند؛ نه فقط به خاطر ماجرای پرتعلیقش، بلکه به خاطر پرسش‌های اخلاقی و انسانی‌ای که بی‌پاسخ رها می‌کند.

مشخصات کتاب مرگ و دختر جوان

صفحات
80
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
-
چاپ اول
1991

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره آریل دورفمان

تصویر آریل دورفمان

آریل دورفمان

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های مرگ و دختر جوان

افزودن جمله
تینا

@tinab · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«شکنجه‌گران و شکنجه‌دیدگان چگونه می‌توانند در یک سرزمین کنار هم زندگی کنند؟ چگونه می‌توان جراحات کشوری را التیام بخشید که سخت از سرکوب آسیب دیده و ترس از بی‌پرده سخن گفتن بر همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ آن‌گاه که دروغگویی به عادت تبدیل شده، چگونه می‌توان به حقیقت دست یافت؟ چگونه می‌توانیم گذشته را زنده نگه داریم، بی‌آن‌که اسیر آن باشیم؟ و چگونه آن را به فراموشی بسپاریم، بی‌آن‌که بیم تکرارش درآینده وجود داشته باشد؟»

تینا

@tinab · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«ما هیچ وقت نمی‌توانیم روح زن را کاملا تصاحب کنیم.»

تینا

@tinab · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«حقیقت زیادی هم ممکن است آدم‌ها را تلف کند.»

تینا

@tinab · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«آزادی هرچه می‌خواهی بگویی، به این شرط که همه چیزهایی را که می‌خواهی نگویی.»

تینا

@tinab · ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

«اگر نقابی که بر چهره داریم سرانجام با چهرهٔ خودمان یکی شود، حقیقت را چگونه بیان خواهیم کرد؟ خاطرهٔ چگونه فریبمان می‌دهد، نجاتمان می‌دهد و هدایتمان می‌کند؟ چگونه می‌توانیم معصوم بمانیم وقتی طعم پلیدی را چشیده‌ایم؟»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب مرگ و دختر جوان

تینا

۱۴۰۵/۶/۱۸

بسیار زیاد لذت بردم از خوندن این نمایشنامه؛ توصیف ماهرانه‌‌ی گذار از دیکتاتوری به دموکراسی و رویارویی با یکی از بزرگترین دغدغه‌های چنین گذاری، یعنی انتخاب بخشش و یا انتقام! نویسنده تونسته فقط با سه کاراکتر احساسات، غرایز، انگیزه، امیال و رفتار بشر رو در صورت در دست داشتن قدرت به نمایش بزاره و با پایانی که برای کتاب در نظر گرفته آینه‌ای در برابر خوانندگان کتاب قرار داده تا با نگاه به اون نقاط مشترکشون با سه کاراکتر رو پیدا کنن و بسنجن. واما واقعا اگر نبخشیم چطور به دموکراسی برسیم و اگر ببخشیم با دیکتاتورهای کوچکی که در جریان این همه درد درونمون به وجود اومده چه کنیم؟! :)))