«مشکل اینه که مردم به قدری تنهان که حتی وقتی این موجودات زهردار روهم به اون ها می فروشیم ،باز جذبشون میشن! عجیب اینکه این موجودات هم همون حس رو دارند و نیششون نمی زنند...»
مغازه خودکشی
معرفی کتاب مغازه خودکشی
«مغازه خودکشی» رمان کوتاه و متفاوتی از ژان تولی است که در فضایی تیره، تلخ و در عین حال طعنهآمیز روایت میشود. داستان در مغازهای عجیب میگذرد که خانوادهای آن را اداره میکنند و همه چیز در آن برای فروش ناامیدی و پایان دادن به زندگی آماده شده است؛ اما ورود کوچکترین عضو خانواده، نظم این جهان سرد و بیرحم را بهتدریج به هم میزند. ژان تولی در این اثر با نثری ساده و گزنده، مرز میان طنز سیاه و اندوه عمیق را باریکتر میکند. کتاب درباره مرگ، امید، و امکان تغییر در دل تاریکترین فضاهاست؛ جایی که شخصیتها هرکدام با نگاه خاص خودشان به زندگی و پوچی روبهرو میشوند. همین تضاد میان موضوع هولناک و لحن شوخوشنگ اثر، «مغازه خودکشی» را به تجربهای متفاوت و بهیادماندنی تبدیل کرده است. اگر به رمانهای کوتاه اما تأثیرگذار، ادبیات فرانسه و روایتهای تلخ با رگههایی از طنز علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد. «مغازه خودکشی» بیشتر از آنکه فقط یک داستان عجیب باشد، روایتی است درباره آسیبپذیری انسان، میل به رهایی و این پرسش که آیا امید میتواند حتی در تاریکترین مکانها هم راهی برای خود باز کند.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای مغازه خودکشی
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب مغازه خودکشی
۱۴۰۵/۶/۲۷
برخلاف اکثر نظرات به نظرم تا اون صفحات آخر خوب بود، ولی در آخر یک چیز بسیار بیخود نوشته شده بود، چیزی که هیچ ربطی به شخصیت اصلی نداشت، برای طنز تلخ درباره مرگ چیز آنچنانی نیست و قطعا کتاب های بهتری داریم ، هرچند میشه جوری نتیجه گرفت که انگار نویسنده با خودکشی بر اثر افسردگی آخر زمانی مخالف بوده و در عوض خودکشی با فکر اینکه ماموریت انسان در این زندگی به پایان رسیده یک چیز معمول میدیده، در کل انگار بازار کتاب اینستاگرامه، به وفور کتاب هایی ترند میشن که توشون اتفاق عجیب و بیربط افتاده نه اینکه واقعا ارزش مطالعه داشته باشه، کسانی که ازش لذت بردند رو هرگز سرزنش نمیکنم قطعا که چنین آثاری بودند که راه کتاب خوندن های مداوم رو اکثر افراد باز کردند
۱۴۰۵/۶/۲۲
طنز تلخ کتابو خیلی دوس داشتم که سبک ژان تولیه ، پایانش واقعا جذاب بود و آلن نور بود برای خانوادش
۱۴۰۵/۶/۱۳
از نشر چشمه خوندم ترجمه روان و عالی بود. پسری که با به دنیا اومدنش خانوادهش رو خوشحال کرد و مردم رو از مرگ نجات داد اما.....
۱۴۰۵/۶/۸
چیزی که در این کتاب برام جالب بود این بود کسی که خودش به بقیه شادی و امید هدیه میداد در آخر می فهمی که او کوله باری از غصه و درد درون خودش حبس کرده بود و این موضوع در حدی هست که حتی خود خواننده هم متوجه اش نمیشه
















