«این حرف آویزهٔ گوشت باشد، دخترم. مثل عقربهٔ قطبنما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا میکند. همیشه یادت باشد، مریم.»
صفحه ۱۵
A Thousand Splendid Suns
«هزار خورشید تابان» رمانی پرکشش و تلخ از خالد حسینی است که در فضای آشفته و جنگزده افغانستان میگذرد؛ جایی که زندگی دو زن، مریم و لیلا، به شکلی دردناک و ناگزیر به هم گره میخورد. داستان با تمرکز بر رنجهای روزمره، ترس، امیدهای کوچک و فشارهای اجتماعی، تصویری انسانی و فراموشنشدنی از زیستن در دل بحران میسازد. رمان، بیش از آنکه فقط درباره رویدادهای سیاسی و تاریخی باشد، درباره بقا، مادرانگی، خشونت خانگی، و پیوندی است که میان دو زن در سختترین شرایط شکل میگیرد. حسینی با نثری روان و عاطفی، شخصیتهایی خلق میکند که دردشان واقعی به نظر میرسد و در عین تلخی، لحظههایی از مهربانی و امید را هم از یاد نمیبرد. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم داستانی نفسگیر داشته باشند و هم لایههای اجتماعی و انسانی عمیقی را پیش بکشند، این کتاب انتخابی بسیار مناسب است. «هزار خورشید تابان» از آن روایتهایی است که تا مدتها در ذهن میماند؛ روایتی از عشق، مقاومت و تابآوری در برابر ویرانی.
جملههای ماندگار
«این حرف آویزهٔ گوشت باشد، دخترم. مثل عقربهٔ قطبنما که همیشه رو به شمال است، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا میکند. همیشه یادت باشد، مریم.»
صفحه ۱۵