«می دونی وقتی زغال سنگ رو تحت فشار بگذاری چی میشه ، پیتر؟! تبدیل میشه به الماس.»
صفحه ۶۹ · 9
Beartown
«شهر خرس» رمانی است درباره یک شهر کوچکِ یخزده، اما نه فقط از نظر آبوهوا؛ شهری که زندگیاش به هاکی، رقابت، افتخار و سکوتهای سنگین گره خورده است. فردریک بکمن در این داستان، با نگاهی دقیق و انسانی، جامعهای را تصویر میکند که زیر ظاهر منظم و قهرمانپرورش، تنشها و زخمهای پنهان زیادی را در خود نگه داشته است. در مرکز داستان، آدمهایی قرار دارند که هر کدام به شکلی با فشار موفقیت، وفاداری، ترس از طرد شدن و مرزهای اخلاقی درگیرند. نوجوانها، والدین، مربیها و اهالی شهر، همگی در فضایی قرار میگیرند که یک اتفاق میتواند تعادل ظاهری آن را به هم بزند و رابطهها را به آزمون سختی بکشاند. «Beartown» بیش از آنکه فقط درباره ورزش باشد، درباره قدرت جمع، هزینههای خاموش ماندن، و این پرسش است که یک جامعه تا کجا حاضر است برای حفظ اعتبار خودش پیش برود. نثر بکمن همزمان گرم، تلخ و تأثیرگذار است و روایتش بهتدریج لایههای روانی و اجتماعی داستان را آشکار میکند. اگر به رمانهای اجتماعی و شخصیتمحور علاقه دارید، «شهر خرس» انتخابی است برای خواندن، فکر کردن و بعد از تمام شدن، دوباره دربارهاش حرف زدن.
جملههای ماندگار
«می دونی وقتی زغال سنگ رو تحت فشار بگذاری چی میشه ، پیتر؟! تبدیل میشه به الماس.»
صفحه ۶۹ · 9
«وقتی شانس برنده شدن داری که خواستت برای برد بیشتر از ترست از باخت باشد. هیچ کس وقتی که ترسیده برنده نمی شود.»
صفحه ۶۳ · ۸
«- بعضی از شماها با یه استعداد ذاتی به دنیا اومدین و بعضی تون نه. بعضی هاتثن خیلی خوش شانسین و مجانی یه چیزهایی بهتون داده شده ، بعضی هاتونم نه. اما وقتی می رین تو رینگ همه تون مثل همین. ولی یه چیزی رو باید بدونین: خواست و اراده از شانس بالاتره.»
صفحه ۴۱
«آدم تو این شهر فقط زندست ، زندگی نمیکنه.»
«نمی خواهد ثروتمند شود ، فقط می خواهد یک شب بدون دو دو تا چهار تا کردن سر روی بالش بگذارد.»
صفحه ۱۸ · ۳
«هر چه را می سازی دیگران نابود می کنند ، اما باز هم بساز ، چون در پایان فقط تو هستی و خدا و این مسئله بین شما دوتا است ، نه بین تو و دیگران.»
صفحه ۱۳
«اگر صادق باشی ، سرت کلاه می گذارند ، اما صادق باش. اگر مهربان باشی ، از سر خودخواهی متهمت می کنند ، اما مهربان باش. تمام خوبی های امروزت فردا به دست فراموشی سپرده می شود ، اما خوبی کن.»
«جاهایی مثل اینجا چشم امیدشان به جوانانشان است ، چون تنها آن ها هستند که به یاد ندارند اوضاع قبلا بهتر بود.»
۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۶/۷
داستان فوق العاده پر کشش و جذاب با پیام های اخلاقی ضروری. به نظرم این کتابیه که هر نوحوانی باید بخونه. بکمن همیشه میدونه چطور با احساسات مخاطباش بازی کنه