چقدر خوب سیگار می کشیدم
Bonsai
معرفی کتاب چقدر خوب سیگار می کشیدم
«چقدر خوب سیگار میکشیدم» رمانی کوتاه و موجز از آلهخاندرو سامبراست که با نثری ساده و در عین حال ظریف، به سراغ رابطهای میرود که میان عشق، حافظه و گذر زمان معلق مانده است. داستان در فضایی آرام اما اندوهگین پیش میرود و از دل جزئیات روزمره، حالوهوای نسلی را میسازد که میان میل به نزدیکی و ترس از فقدان سرگردان است. در مرکز این رمان، دو شخصیت جوان قرار دارند؛ آدمهایی که دلبستگیشان بیش از آنکه در هیاهوی رویدادهای بزرگ تعریف شود، در سکوت، گفتگوهای کوتاه و لحظههای کوچک شکل میگیرد. سامبرا با اقتصاد کلمات، جهانی میسازد که در آن عشق نه یک روایت پرشور، بلکه تجربهای لطیف، ناپایدار و انسانی است؛ تجربهای که همزمان شیرین و تلخ به نظر میرسد. این کتاب بیش از آنکه به ماجراهای پیچیده تکیه کند، بر حس، زمان و ناپایداری روابط تمرکز دارد. فضای اثر مینیمال، صمیمی و تأملبرانگیز است و همین سادگی، تأثیر آن را بیشتر میکند. اگر به رمانهای کوتاه، نثر شاعرانه و داستانهایی درباره عشق، فقدان و خاطره علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی دقیق و بهیادماندنی باشد.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای چقدر خوب سیگار می کشیدم
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب چقدر خوب سیگار می کشیدم
۱۴۰۵/۶/۲۰
این کتاب برای اهل ادبیات است( و اهل سیگار) غیر آن نه دلیلی برای خواندنش مییابید و نه لذتی از خواندن این دو روایت نا منسجم میبرید. . با مقدمهی خوب مترجم آغاز کنیم که علاوه بر واضح سازی و ملموس کردن داستانها به بررسی کوتاه از نمادهای داستانهای سامبرا میپردازد، مترجم کتاب را درک کرده و نه فقط کلمات را پشت سر هم ردیف کند و تمام. . داستان اول ″ بنسای ″ داستان عشق است، البته نمیتوان نامش را عشق گذاشت، داستان رابطهایست، رابطه هایی است که زمانه آن ها را وصل میدهد و رابطههایی نه چندان پر شور اما پر احساس با سبکی متفاوت از آنچه تا بهحال خوانده بودم. . داستان دوم اما همان عنوان کتاب است که نقطه اوج، سیگار و نمادین بودن آن در زندگی شخصیت در سراسر کتاب مانند آن است که دوستی در بالکنی با نمای دریا در حال کشیدن سیگار دارد داستان زندگی خودش را تعریف میکند، همانقدر پراکنده، همزاد پندارانه و طالب دقت برای لمس لحظههای زندگی.
















