خانه کتاب بی

چشمهایش

Her Eyes

نویسنده:بزرگ علوی
ناشر: نگاه
۶۴۴ بازدید

معرفی کتاب چشمهایش

«چشمهایش» رمانی از بزرگ علوی است که در فضای سیاسی و اجتماعی ایرانِ دهه‌های پرتنش می‌گذرد و از خلال یک معما، به لایه‌های پنهان عشق، قدرت و تنهایی نزدیک می‌شود. داستان با مرگ یک نقاش مشهور آغاز می‌شود؛ مردی که زندگی و آثارش زیر سایه زنی مرموز و ناشناس قرار گرفته و حالا رد او باید از میان خاطره‌ها، روایت‌ها و نشانه‌های پراکنده پیدا شود. در مرکز رمان، رابطه‌ای پیچیده میان استاد ماکان، زن نقاشی که «چشم‌هایش» عنوان کتاب را به خود می‌گیرد، و راویانی قرار دارد که هرکدام بخشی از حقیقت را می‌دانند. علوی با نثری روان و هوشمندانه، هم تعلیق می‌سازد و هم جهان درونی شخصیت‌ها را می‌کاود؛ جایی که عشق فقط یک احساس ساده نیست، بلکه با ترس، آرمان‌خواهی، حسرت و انتخاب‌های دشوار گره می‌خورد. «چشمهایش» از آن رمان‌هایی است که هم برای دوستداران ادبیات ایران جذاب است و هم برای کسانی که داستانی شخصیت‌محور، عمیق و تأمل‌برانگیز می‌خواهند. فضای رازآلود، نگاه روان‌شناسانه و حضور پررنگ هنر و سیاست، این کتاب را به متنی ماندگار و بحث‌برانگیز در ادبیات معاصر فارسی تبدیل کرده است.

مشخصات این نسخه

صفحات
269
زبان
fa
نوع جلد
جلد سخت
قطع
-
ISBN
9786003761834
تاریخ چاپ
۱۴۰۵
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره بزرگ علوی

تصویر بزرگ علوی

بزرگ علوی

Bozorg Alavi

بزرگ علوی از چهره‌های مهم داستان‌نویسی و اندیشهٔ معاصر ایران است که نامش بیشتر با روایت‌های اجتماعی و سیاسیِ قرن بیستم گره خورده است. او در کنار نویسندگی، در حوزهٔ ترجمه و فعالیت فرهنگی نیز شناخته می‌شود و به‌ویژه در شکل‌گیری و گسترش نثر داستانی مدرن فارسی نقش پررنگی داشته است. آثار او معمولاً بر زندگی انسان در بستر فشارهای اجتماعی، دگرگونی‌های سیاسی و تنهایی فردی تمرکز دارند و با نثری روان، دقیق و گاه تلخ پیش می‌روند. «چشم‌هایش» از مشهورترین نوشته‌های اوست و هنوز هم از نمونه‌های مهم رمان‌نویسی فارسی به شمار می‌آید.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های چشمهایش

افزودن جمله
Moonlight

@moon · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

فامگل

@eng_famgol · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««چشم‌هایش همه چیز را می‌گفت.»»

FARHAD

@farhad.mnd · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

هانا

@hanii.vx · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«آقای ناظم ، بعضی چیز ها را نمیشود گفت . بعضی چیز ها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد ، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عیناً همان تابلوست ، اما آن روح ، آن چیزی که دل شما را میفشارد ، در آن نیست.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب چشمهایش

Amir Hossein

۱۴۰۵/۵/۲۳

ریتم کتاب مقداری کند هست

maryam

۱۴۰۵/۵/۲۴

عالی پر از عشق

Negar

۱۴۰۵/۵/۲۴

این کتاب فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایتی است از ایران در دوران دیکتاتوری، از هنرمندی که میخواهد آزاد بماند، و از عشقی که شاید هرگز آن‌طور که فکر می‌کردی نبوده. چشم‌هایش رمانی است که با یک راز شروع می‌شود و تا آخرین صفحه رهایت نمی‌کند.

فامگل

۱۴۰۵/۵/۲۴

«چشم‌هایش» برای من فقط یک داستان عاشقانه نبود؛ داستانِ آدم‌هایی بود که میان عشق، سیاست، ترس و انتخاب‌هایشان گیر افتاده‌اند. چیزی که بیشتر از همه درگیرم کرد، شخصیت استاد ماکان و رازِ پشت چشم‌های فرنگیس بود؛ رازی که وقتی کم‌کم آشکار می‌شود، نگاه آدم به تمام اتفاقات گذشته تغییر می‌کند. پایان داستان برایم تلخ و ماندگار بود؛ انگار بعضی عشق‌ها قرار نیست به رسیدن ختم شوند، بلکه قرار است سال‌ها در ذهن آدم باقی بمانند و هر بار با یادآوری‌شان، معنای تازه‌ای پیدا کنند.

Vahab

۱۴۰۵/۵/۲۴

خیلی کتاب دوست داشتنی بود برام

Tanya

۱۴۰۵/۵/۲۴

داستان واقعا جوریه که از همون صفحات اول ادم رو مجذوب میکنه و خیلی قشنگ جلو میره

Hossikhan

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب خوبیه به نسبت روایت خوبی داره گره های داستانی به خوبی کاشته میشن تو داستان ولی خب ریتم کندی داره و میتونست کوتاه تر باشه در کل ارزش یکبار خوندن داره