گوژپشت نتردام
The Hunchback of Notre-Dame
معرفی کتاب گوژپشت نتردام
«گوژپشت نتردام» رمانی کلاسیک از ویکتور هوگو است که در فضای پرهیبت و رازآلود پاریس قرون وسطی میگذرد؛ جایی که کلیسای نتردام فقط یک بنای تاریخی نیست، بلکه به قلب تپنده داستان تبدیل میشود. هوگو با نثری پرشکوه و تصویری، شهری را بهنمایش میگذارد که در آن زیبایی، تعصب، قدرت و تنهایی در هم تنیدهاند. در مرکز داستان، کوآزیمودو، ناقوسزن گوژپشت نتردام، با سیمایی متفاوت اما قلبی انسانی قرار دارد. در کنار او، اسمرالدا، دختر کولیِ آزاد و معصوم، و چند شخصیت دیگر هرکدام درگیر کشمکشهای عاطفی، اجتماعی و اخلاقیاند. رمان بیش از آنکه فقط یک روایت عاشقانه باشد، درباره طردشدگی، دگرگونیهای احساس، و تضاد میان ظاهر و باطن انسانهاست. فضای اثر همزمان تیره، شاعرانه و پرکشش است؛ از کوچههای شلوغ و تنگ پاریس تا صحنههای باشکوه کلیسا، همهچیز در خدمت ساختن جهانی است که هم تاریخی است و هم عمیقاً انسانی. اگر به رمانهای کلاسیک با حالوهوای غمانگیز، شخصیتهای ماندگار و مضمونهای اجتماعی و عاشقانه علاقه دارید، این کتاب انتخابی جدی و خواندنی است.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: جواد محبی
ناشر: آوای مهدیس
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: عرفان حسن زاده
ناشر: پنجره
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: محمدرضا پارسایار
ناشر: هرمس
نوع جلد: جلد سخت
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: حسام فروزان
ناشر: محراب قلم
نوع جلد: جلد سخت
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: شهلا انتظاریان
ناشر: قدیانی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای گوژپشت نتردام
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب گوژپشت نتردام
۱۴۰۵/۵/۲۴
این کتاب یه مشت آدم بدبخت و تنهاست که توی یه قفس طلایی به اسم کلیسا گیر افتادن. کوازیمودو فقط یه آدم زشت نیست، دردناکترین بخشش اینه که دلش پر از عشق و محبته ولی هیچکس اونو نمیبینه. اونقدر قشنگ عاشق اسمرالدا میشه که آدم دلش میشکنه. چیزی که بیشتر از همه توی ذهنم مونده: این که قشنگترین آدمهای کتاب (اسمرالدا و کوازیمودو) تهش بدترین سرنوشت رو دارن و اون کشیش فضلفروش (فرولو) که قرار بود مقدس باشه، تبدیل به بدترین آدم داستان میشه. ویکتور هوگو با کلیسای نتردام طوری برخورد کرده که انگار خودش یه شخصیت زندهست؛ ساکت، بزرگ و پر از راز.















