«مردن را به انتها برسان، این کمترین کاریاست که میتوانی انجامدهی، بعد از تمام آن دردسرهایی که متحمل شدهاند تا تو را به زندگی بیاورند. بدترین به پایان رسید. تو به قدر کافی به قتل رسیدهای، به قدر کافی خودکشی شدهای، که بتوانی روی پاهای خودت بایستی، مثل یک پسر بزرگ. این چیزیاست که مدام به خودم میگویم. و اضافه میکنم، به تمامی از خود بیخود، از بیحرکتی مهلک خلاص شو، نابجاست، در این اجتماع. نمیتوانند هرکاری بکنند. تو را در راه درست قرار دادهاند، با دست تو را به لبهی پرتگاه هدایت کردهاند، حالا به تو بسته است، با آخرین گام بدون کمک، تا قدردانیات را به آنها نشان بدهی.»
ننامیدنی
The Unnamable
معرفی کتاب ننامیدنی
«ننامیدنی» از ساموئل بکت، متنی است تیره، فشرده و عمیق که مرز میان روایت، مونولوگ و اندیشه را مدام جابهجا میکند. در این کتاب، صداهایی سرگردان و بیقرار در فضایی مبهم و تهی پیش میروند؛ فضایی که بیشتر از آنکه داستانی کلاسیک باشد، شبیه ذهنی درگیر، خسته و بیقرار است. بکت در این اثر سراغ مسئلههای بنیادینی مثل هویت، زبان، تنهایی و ناتوانی انسان در بیان تجربه درونی میرود. «ننامیدنی» از آن کتابهایی است که بهجای پیشبرد قصه، خواننده را در دل یک پرسش مداوم رها میکند: وقتی واژهها کافی نیستند، چه چیزی از خودِ انسان باقی میماند؟ نثر کتاب، همانقدر که دشوار و گاه خستهکننده بهنظر میرسد، همانقدر هم وسوسهانگیز و تأملبرانگیز است. اگر به ادبیات فلسفی، متنهای تجربی و آثار جدی و چندلایه علاقه دارید، این کتاب میتواند تجربهای متفاوت و ماندگار برایتان باشد.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای ننامیدنی
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب ننامیدنی
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.
















