کیمبال از متفکر آلمانی؛ هانس بلومنبرگ، نقل میکند: اگر یک هدف نهایی فوری برای تاریخ وجود داشته باشد، آنگاه کسانی که باور دارند از آن هدف مطلعاند و ادعا میکنند به دنبال تبلیغ دستاوردهایش هستند، مشروعیت دارند تا از تمام کسانی که از آن خبر ندارند، به عنوان ابزارهایی صرف استفاده کنند. زمانی که این باور جا افتاد که راهحل نهایی یک گزینه است، بدون شک فردی توتالیتر، هیتلر یا استالینی، از آن ایدئولوژی گریزناپذیری تاریخی برای توجیه هر وسیله لازمی استفاده خواهد کرد.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
چرا نمی فهمید زندگی لعنتی من همین یک دلخوشی را دارد. فقط همین یکی را .
خودم را ول میکنم روی مبل قرمز و هزار ساعت هم که بشینم حوصله ام سر نمی رود بس که فکر می دود توی سرم. فکر اینکه چرا به اینجا رسیدیم. کجا را اشتباه کردیم. کجای خلقت و با کدام فشار شالوده مان ترک خورد که بدون اینکه بدانیم برای چه ، با یک باد ، طوری آوار شدیم روی خودمان که دیگر نمی توانیم از جایمان بلند شویم. نمی توانیم خودمان را بتکانیم و دوباره بایستیم و اگر بتوانیم ، آنی نیستیم که قبل از آوار بوده ایم. اشتباه کدام طراح بود که فشار ها را درست محاسبه نکرد و سازه مان را طوری غیر مقاوم ساخت که هر روز می تواند برای شکستن مان چیزی داشته باشد؟! فکر زندگی بی خنده و بی آرزو تکه تکه ام می کند.
در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جابه جا کندو می تواند آبها را بخشکاند. می تواند چرخ و فلک را به هم بریزد... بدن آدمیزاد شکننده است اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد.
اگر آدم گناه کرد و موفق شد، آنگاه به عقیده خودش و دیگران گناه نیست ولی اگر موفق نشد، آن وقت گناه گناه است و باید جبرانش کرد.
سعی کن روی پای خودت بایستی. اگر افتادی بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمیشود دست ترا بگیرد بلندت کند. سعی کن خودت پا شوی.
پدر گفت: «دوست داشتن که عیب نیست باباجان دوست داشتن دل آدم را روشن میکند اما کینه و نفرت دل آدم را سیاه میکند. اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت بزرگ هم که شدی آماده دوست داشتن چیزهای خوب و زیبای این دنیا هستی دل آدم عین یک باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچه ها را آب دادی باز میشوند اگر نفرت ورزیدی غنچه ها پلاسیده میشوند. آدم باید بداند که نفرت و کینه برای خوبی و زیبایی نیست برای زشتی و بی شرفی و بی انصافی است. این جور نفرت علامت عشق به شرف و حق است.
کلمات فقط وقتی ارزش دارند که معنایشان را احساس کنیم.
اگر هر داستانی پایان خوشی داشت، هیچ وقت دلیلی برای شروع دوباره نداشتیم. زندگی یعنی انتخاب و دانستن اینکه چطور وقتی در هم شکستهایم باز خودمان را از نو بسازیم. همه ما این را میدانیم، حتی آنهایی که تظاهر به ندانستن میکنند.
او همیشه استعداد خوبی در دویدن داشته؛ مخصوصا در فرار از واقعیت.
هنوز هم باهم حرف میزنیم، فقط حالا دیگر حرف های هم را نمیفهمیم.
ازدواج ها شکست نمیخورند، این آدم ها هستند که شکست میخورند.
همانطور که امواج دریا هر لحظه شکل شن هارا عوض میکنند، زمان هم میتواند روابط را تغییر دهد.
معمولاً آدم در مواجهه با غمی سنگین یا بعد از یک توفان شدید روحی مدام میخواهد بخوابد. می گویند محکومان به اعدام شب آخر زندگیشان به خواب سنگینی میروند. همینطور هم باید باشد، قانون طبیعت است؛ وگرنه آدم توان تحمل سختی را نخواهد داشت.
- این حمالی که برای بچهای کوچیک تو اوقات فراغتت میکنی، در عالم اخرت به هیچ دردت نمیخوره، چون دین یه ساختار اجتماعیه که جوامع برای مهار افراد اختراع کردن که بهشت رو به یه مفهوم تبدیل میکنه
شادی چیز دائمی نیست که در زندگی دنبالش باشیم، بلکه لحظاتی کوتاه است، تنها به اندازهای که مارا به ادامه دادن وا دارد
یه موقعهایی فکر میکنم خدا وقتی میخواست زیباییِ خودش رو به رخ بکشه، آسمون رو درست کرد. بعد دید کافی نیست، جنگل درست شد. بعد دید نه، هنوز اونی نشده که باید بشه. دریا درست شد. بعد کمکم همهی طبیعت ساخته شد، اما هنوز زیباییِ خدا درست حسابی عیان نشده بود. اونجا بود که خدا دختر رو آفرید.
هیچی توی این دنیا مجانی نیست. مخصوصاً سیلی دست بلند کردن روی یک زن.
مامان گلی یه بار بهم گفت: اگه کسی کاری کرد که ناراحت شدی، زود یادت بره. چون رفتار آدما همش مال خودشون نیست! یذرهش مال مامان باباشونه. یذرهش واسه جایی که توش بزرگ شدن. یذرهش ربط داره به رفتار آدما باهاشون. یذرهش برمیگرده به خاطرات تلخی که دارن. یذرهش ... همینجوری یذره یذره یه آدم ساخته میشه.
عشق، ما رو مجبور به ازدواج میکنه و ازدواج، مجبور به آوردن فرزند. راستش من از اضافه کردن انسان به این دنیای رنج آلود میترسم.
