سالار مگس ها
Lord of the Flies
معرفی کتاب سالار مگس ها
«سالار مگسها» رمان مشهور ویلیام گلدینگ، داستان گروهی از پسربچههاست که پس از سقوط هواپیما در جزیرهای دورافتاده، ناچار میشوند برای زنده ماندن و ساختن نظمی تازه تلاش کنند. فضای کتاب از همان ابتدا با حس انزوا، اضطراب و ناپایداری شکل میگیرد؛ جایی که طبیعت بکر جزیره کمکم به صحنهای برای آشکار شدن ترسها، رقابتها و میل به قدرت تبدیل میشود. در مرکز داستان، تقابل میان نظم و آشوب، معصومیت و خشونت، و قانون و غریزه قرار دارد. گلدینگ با شخصیتهایی مانند رالف، جک و پیگی، نشان میدهد که چگونه در نبود ساختارهای آشنا، روابط انسانی میتواند به سرعت دگرگون شود و جامعهای کوچک به میدان کشمکش و ترس بدل گردد. نثر اثر ساده اما پرتنش است و همین سادگی، لایههای روانشناختی و نمادین رمان را پررنگتر میکند. «سالار مگسها» فقط یک ماجرای بقا در جزیره نیست؛ روایتی است درباره ماهیت انسان، شکنندگی تمدن و مرز باریک میان اخلاق و خشونت. اگر به رمانهای کلاسیک، داستانهای تأملبرانگیز و آثاری با فضای تلخ و بحثبرانگیز علاقه دارید، این کتاب از آن تجربههایی است که بعد از تمام شدن هم در ذهن میماند.
مشخصات کتاب سالار مگس ها
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای سالار مگس ها
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سالار مگس ها
۱۴۰۵/۵/۲۳
در کتاب ارباب مگسها، به قلم ویلیامگلدینگ، جنگ جهانی آغاز میشود و قرار است حملهی اتمی صورت گیرد. برای اینکه بچهها از بین نروند انگلیسیها میآیند و بچهها را سوار هواپیما میکنند که ببرند به جزیرهای امن و دور در اقیانوس آرام، به منظور جلوگیری از انقراض نوع بشر. هواپیما سقوط میکند و همهی بزرگسالان میمیرند و بچهها زنده میمانند. این بچهها سیستمی حکومتی و زندگیای اجتماعی برای خود ایجاد میکنند. چندنفر کشته میشوند. سر کشتهها را بر سر نیزه میکنند که بعدتر هواپیما سیگنال میفرستد و جایشان را پیدا میکنند. و وقتی که میآیند پیدایشان کنند، آن افسری که این بچهها را میبیند دچار وحشت میشود از اینکه تا چه حد این بچهها به وحشیگری دچارند و همدیگر را کشتهاند اما تا چشم بچهها به بزرگترها میافتد دوباره تبدیل میشوند به همان بچههای هشتتا دهساله و نجات پیدا میکنند و آن ماسک تمدن دوباره برچهرهها زده میشود و این ایده را پررنگ میکند که ما در جامعه نقاب تمدن بر چهره داریم و در درونمان همان موجودات وحشی غارنشین هستیم که در ظاهر قصه است اما در باطن در حال بیان یک حقیقت است.
۱۴۰۵/۴/۱۱
روایتی از یک جامعه توی یک جزیره کوچیک که توش،جامعه ای که توش استبداد و زودگویی هست. به نظرم ارزش خوندن داره اما ارتباط گرفتن باهاش سخته و یه جاهایی حوصله سر بر میشه.

















