«" تقریبا اجازه داد من بیوفتم " میدانم که آملیا هم ترسیده بوو؛ اما تقریبا اجازه داد من بیفتم !! این چیزی نیست که من فراموش کنم یا ببخشم :)»
صفحه ۱۰۸
Rock Paper Scissors
«سنگ کاغذ قیچی» رمانی پرتعلیق و روانشناختی از آلیس فینی است که با فضایی سرد، مهآلود و رازآلود پیش میرود. داستان درباره زوجی است که برای نجات رابطهشان به سفری دور از شهر میروند؛ سفری که قرار است فرصتی برای آرامش باشد، اما خیلی زود نشانههای اضطراب، فاصله عاطفی و گذشتهای پنهان در آن پررنگ میشود. رمان با اتکا به زاویهدیدهای متفاوت، کمکم لایههای زندگی این دو شخصیت را کنار میزند و از دل یک موقعیت ظاهراً ساده، تنشی مداوم میسازد. فضای بسته، سکوتهای طولانی، و حس بیاعتمادی میان شخصیتها، حالوهوای اثر را به سمت یک معمای نفسگیر میبرد؛ معمایی که بیش از هر چیز بر رابطه، حافظه و حقیقتهای ناگفته تکیه دارد. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم معماییاند و هم روی ذهن و روان شخصیتها تمرکز دارند، «سنگ کاغذ قیچی» انتخاب مناسبی است. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که از داستانهای پرکشش، فضاهای تیره و روایتهای غیرقابلاعتماد لذت میبرند.

سال انتشار: ۱۴۰۵
مترجم: سحر قدیمی
ناشر: نون
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
۵۹۰٬۰۰۰ تومان

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: سونیا سینگ
ناشر: کتاب مجازی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: آرش هوشنگی فر
ناشر: آزرمیدخت
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: سحر قدیمی
ناشر: نشر نون
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۳
مترجم: سونیا سینگ
ناشر: مجازی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
«" تقریبا اجازه داد من بیوفتم " میدانم که آملیا هم ترسیده بوو؛ اما تقریبا اجازه داد من بیفتم !! این چیزی نیست که من فراموش کنم یا ببخشم :)»
صفحه ۱۰۸
«همون کسی باش که سگت فکر میکنه هستی.»
«گاهی معلوم میشود آدم هایی که معصومتر از بقیه به نظر میرسند کارهای وحشتناکی انجام دادهاند.»
«گاهی اوقات بهتر است غبار خاطراتمان دست نخورده باقی بماند.»
«در بعضی از ازدواج ها هیچکس آنطور که به نظر می رسد نیست»
«وقتی مردم زندگی کردن را فراموش میکنند، این زندگی است که برایشان تصمیم میگیرد.»
صفحه ۱۲۲
«زندگی مثل یک بازی شطرنج است که در آن سرباز میتواند تبدیل به شاه شود، ولی هر کسی راه آن را بلد نیست. بعضی از افراد همه عمر سرباز میمانند، چون راه و رسم بازی را یاد نمیگیرند.»
صفحه ۱۲۳
«از داستان زندگی دیگران لذت ببر، ولی فراموش نکن که خودت هم زندگی کنی.»
صفحه ۱۰۷
۱۴۰۵/۵/۲۳
یک رمان رازآلود با فضاسازی فوق العاده که در صفحات پایانی غافگیرتون میکنه. جوری که تا چند دقیقه از شوک بیرون نمیاید
۱۴۰۵/۴/۱۰
من زبان اصلیش رو خوندم و در مورد ترجمه هاش چیزی نمیدونم. داستانی داره که زیادی برای رسیدن به اون پلات توییست معطل نگهت میداره و اصلا بهت خبر نمیده که پلات تویستی وجود داره و تو فقط صرف ژانرش میدونی باید پلات توییستی باشه 😂 ولی زیباست.
۱۴۰۵/۷/۱
تعریف این کتاب رو خیلی شنیده بودم و اونطور که انتظار داشتم راضیم نکرد. از همین نویسنده کتاب دیزی دارکر رو بیشتر دوست دارم.
۱۴۰۵/۶/۲۸
🔴اسپویل🔴اسپویل🔴 اصلا پایانشو دوست نداشتم! یعنی چی آخه، چرا داستان جنایی داخلش یک اتفاق درست مربوط به جنایت هم نیوفتاد😐 من طول داستان رو دوست داشتم و برام جذاب بود اما پایان بشدت بدی داشت برای من. چنین داستانی باید پر میشد از خون و انتقام، نه بوس بوس آشتی🤦🏻♀️
۱۴۰۵/۶/۱۳
رمانی جنایی که به نظرم به تعاریفی که ازش میشد اونی نبود که همه میگفتن قشنگه جذابه و.... بزای من اینطور نبود
۱۴۰۵/۶/۲
خیلی دوستش داشتم، اگر کتابی شبیه بهش میشناسید معرفی کنید🫠
۱۴۰۵/۶/۱۴
در پاسخ به Maedeh
اگر اینکه یهو سوپرایزت کنه و جنایی بودنش برات جذابه، حتما بیمار خاموش رو بخون اگر نخوندی 🙂↕️
۱۴۰۵/۵/۲۶
پایانش رو جدی دوست داشتم و داستان هم اولش یکم برام روون نبود اما کم کم طوری شد که نمیتونستم کتاب رو کنار بزارم 😍
۱۴۰۵/۵/۲۵
ارزش خوندن داره و من دوسش دارم داستانش شاید اونقدر عجیب نباشه اما روندش و مخصوصا اخرش شوکه ات میکنه و من دوسش داشتم
۱۴۰۵/۵/۲۴
پیچش های داستانی نسبتا مناسب و کتابی که من رو به دنبال خودش میکشوند، توی این زانر گزینه های بهتر همیشه پیدا میکنید، ولی خوندن این کتاب هم سرگرم کننده بود برای من.
۱۴۰۵/۴/۱۰
قشنگه واقعا کنجکاویتو تحریک میکنه و میکشونتت که ادامه شو بخونی تا بفهمی چی میشه اما ده از ده نیست😄