«من سعی میکنم رازی را که تاکنون به کسی نگفتهام فاش کنم؛ از تو میخواهم (همچنانکه پشتم به توست) که زندگیام را در دستهایت بگیری و بگویی آیا تا ابد محکومم در کسانی که دوستشان میدارم نفرت برانگیزم.»
صفحه ۱۴۰
The Waves
«موجها» از مهمترین آثار ویرجینیا وولف، رمانی است که بیش از آنکه بر ماجرایی بیرونی تکیه کند، خواننده را وارد جریان سیال ذهن، احساس و خاطره میکند. این کتاب با زبانی شاعرانه و فرم تجربهگرایانهاش، زندگی چند شخصیت را از کودکی تا بزرگسالی دنبال میکند و از دل گفتوگوهای درونی آنها، تصویری پیچیده از هویت، دوستی، تنهایی و گذر زمان میسازد. فضای رمان آرام اما عمیق و گاه اندوهناک است؛ انگار با هر موج، بخشی از زندگی، حافظه و فقدان پیش چشم خواننده میآید. وولف در «موجها» بیش از روایت خطی، به ریتم ذهن و تغییرات ظریف احساسات توجه دارد و همین ویژگی، کتاب را به تجربهای ادبی و تأملبرانگیز تبدیل میکند. اگر به رمانهای روانشناختی و کلاسیک علاقه دارید، یا از آثاری لذت میبرید که بیشتر از داستانگویی ساده، بر لایههای درونی شخصیتها و پرسشهای وجودی تمرکز دارند، «موجها» انتخابی جدی و ماندگار است. این رمان برای خوانندگانی مناسب است که به نثر شاعرانه، معناهای پنهان و خواندن آهسته و دقیق علاقه دارند.
جملههای ماندگار
«من سعی میکنم رازی را که تاکنون به کسی نگفتهام فاش کنم؛ از تو میخواهم (همچنانکه پشتم به توست) که زندگیام را در دستهایت بگیری و بگویی آیا تا ابد محکومم در کسانی که دوستشان میدارم نفرت برانگیزم.»
صفحه ۱۴۰
«آن اشباح قديم مهگون را كه شب و روز پرسهگرد خيال منند، كه در خواب از اين دنده به آن دنده مىغلتند، كه فريادهاى آشفته سر مىدهند، كه انگشتهاى شبحوار خود را دراز مىكنند و تا بخواهم بگريزم به جانم چنگ میاندازند- سایههای کسانی که شاید خود آدم بوده باشند؛ خویشتنهای نازاده.»
صفحه ۳۶۹
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۶/۳۰
ویرجینا وولف، خود دربارهی کتابش میگوید:«این کتاب رؤیای من است برای بیان زندگی، ذهن، و خود؛ همچون موجهایی که به ساحل میزنند، بازمیگردند، و هیچگاه یکی نیستند.» موجها، را میتوان از پیشروترین و تجربیترین آثار ادبیات مدرن دانست. این کتاب نهتنها در کارنامه وولف جایگاه ویژهای دارد، بلکه از نظر ساختار، زبان و نگرش به ذهن انسان، از پیچیدهترین و در همانحال شاعرانهترین آثار قرن بیستم است. رمان سبک جریان سریال ذهن را پی میگیرد و از راه تکگوییها شش شخصیت اصلی به نامهای برنارد، سوزان، رودا، نویل، جینی و لوئیس پیش میرود. راوی اما سوم شخص غایب است و صدای درون ذهن شخصیتها را با زبانی شاعرانه، بخشبخش و درونی میشنویم. اینان از کودکی تا کهنسالی را با یکدیگر میگذرانند. شخصیت هفتمی به نام پرسیوال نیز وجود دارد که اگرچه مستقیماً صحبت نمیکند، اما حضوری تأثیرگذار در زندگی و ذهنیت دیگران دارد. برنارد مجذوب کلمات و روایتهاست، رودا درگیر است با ترس و انزوا، نویل غرقه است به عشق و زیبایی، جینی فریفتهی جسم، و شهوت و ظاهر و ظواهر، لوئیس جاهطلب است و سوزان پیچیده به طبیعت و حس مادرانگی. هر کدام جداگانه راوی سه مرحلهی زندگی خود از کودکی، نوجوانی و پیری هستند و در این میان فریفتهی پرسیوالی که هرگز در رمان حاضر نیست اما هر لحظه صحبت از اوست، گویی گودو.