خانه کتاب بی

موج ها

The Waves

هنوز امتیازی ثبت نشده
۷۳ بازدید

معرفی کتاب موج ها

«موج‌ها» از مهم‌ترین آثار ویرجینیا وولف، رمانی است که بیش از آن‌که بر ماجرایی بیرونی تکیه کند، خواننده را وارد جریان سیال ذهن، احساس و خاطره می‌کند. این کتاب با زبانی شاعرانه و فرم تجربه‌گرایانه‌اش، زندگی چند شخصیت را از کودکی تا بزرگسالی دنبال می‌کند و از دل گفت‌وگوهای درونی آن‌ها، تصویری پیچیده از هویت، دوستی، تنهایی و گذر زمان می‌سازد. فضای رمان آرام اما عمیق و گاه اندوهناک است؛ انگار با هر موج، بخشی از زندگی، حافظه و فقدان پیش چشم خواننده می‌آید. وولف در «موج‌ها» بیش از روایت خطی، به ریتم ذهن و تغییرات ظریف احساسات توجه دارد و همین ویژگی، کتاب را به تجربه‌ای ادبی و تأمل‌برانگیز تبدیل می‌کند. اگر به رمان‌های روان‌شناختی و کلاسیک علاقه دارید، یا از آثاری لذت می‌برید که بیشتر از داستان‌گویی ساده، بر لایه‌های درونی شخصیت‌ها و پرسش‌های وجودی تمرکز دارند، «موج‌ها» انتخابی جدی و ماندگار است. این رمان برای خوانندگانی مناسب است که به نثر شاعرانه، معناهای پنهان و خواندن آهسته و دقیق علاقه دارند.

مشخصات کتاب موج ها

صفحات
400
زبان
fa
نوع جلد
جلد نرم
ISBN
9789643692131
چاپ اول
1931

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره ویرجینیا وولف

تصویر ویرجینیا وولف

ویرجینیا وولف

Virginia Woolf

ویرجینیا وولف نویسنده، منتقد و جستارنویس انگلیسی بود که نامش با نوسازی رمان مدرن گره خورده است. او در آثارش بیش از هر چیز به جریان سیال ذهن، تجربه درونی شخصیت‌ها و پیچیدگی روابط انسانی توجه می‌کرد و با نگاهی دقیق و حساس، جهان ذهنی زنان را نیز به ادبیات آورد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «خانم دالاووی»، «به سوی فانوس دریایی» و «اورلاندو» اشاره کرد. وولف علاوه بر رمان‌نویسی، در جستارهایش نیز تأثیر زیادی بر نقد ادبی و اندیشه فمینیستی گذاشت؛ به‌ویژه در نوشته‌هایی مانند «اتاقی از آن خود» که هنوز هم از متن‌های مهم درباره استقلال فکری و موقعیت زنان در ادبیات به شمار می‌آید.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های موج ها

افزودن جمله
صبور

@heysa · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«من سعی می‌کنم رازی را که تاکنون به کسی نگفته‌ام فاش کنم؛ از تو می‌خواهم (همچنانکه پشتم به توست) که زندگی‌ام را در دست‌هایت بگیری و بگویی آیا تا ابد محکومم در کسانی که دوستشان می‌دارم نفرت برانگیزم.»

صفحه ۱۴۰

صبور

@heysa · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«آن اشباح قديم مهگون را كه شب و روز پرسه‌گرد خيال منند، كه در خواب از اين دنده به آن دنده مى‌غلتند، كه فريادهاى آشفته سر مى‌دهند، كه انگشت‌هاى شبح‌وار خود را دراز مى‌كنند و تا بخواهم بگريزم به جانم چنگ می‌اندازند- سایه‌های کسانی که شاید خود آدم بوده باشند؛ خویشتن‌های نازاده.»

صفحه ۳۶۹

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب موج ها

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.