خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

در آن روز ها من دیگر نمیتوانستم خدا را ببینم، زیرا از بنده اش برای خود بتی ساخته بودم.

جین ایر

- به نظرتان من یک هیولا هستم؟! یعنی انقدر بعید است که آقای راچستر آدمی مثل من را دوست داشته باشد؟!

جین ایر

حتی اگر عاشق آدم دیگری میشدی عیبی نداشت تو با او‌ خوش و‌خندان میرفتی و‌من از آنطرف خیابان نگاهتان میکردم…:)

نازنین

هر كتابى را كه به نظرم جالب بود برمى داشتم و مى خواندم. با وجود تمام كتاب هايى كه خوانده بودم، كتابى پس از كتاب ديگر پيدامى كردم وهنوز دوست داشتم كتاب هاى بيشترى بخوانم.

در چشم من تو زیبا هستی ، قلبم چنین می گوید. من تمام دنیا را مجبور میکنم به زیبایی تو پی ببرند.

جین ایر

انسان هیچوقت نمیتواند در این دنیا برای همیشه شاد و خوشحال باشد و من هم ازین قاعده مستثنی نیستم. این که خوشبختی به سراغم بیاید، برایم همچون یک رویا است.

جین ایر

مردی که مرتکب قتل شده، تلاش می‌کنه ثابت کنه دیوانه نیست؛ اما در مسیر اثبات عقلانیتش، خودش بیشتر و بیشتر در ذهن آشفته‌اش گرفتار می‌شه. یک کتاب کوتاه که وقت زیادی نمیگیریه و خوندنش ارزشمنده.

تنگنا

متن روانی داشت. خوندنش لذت بخش بود و من کامل جذبش شدم. نکته‌ی جالبش این بود که بچه تا آخرش بچه بود و اسمی نداشت؛ ناخواسته بودنش و شخصیت مستقلش تا آخر گمنام بود. ارزش خوندن داره.

سوسوی هر چراغ از آتش کوه، نفسی داشت، همان نقطه تابناک ما را از سقوط نجات می‌داد...

تصویر پروفایل FamFam@faafaaجمله

سرم گیج می‌ره مثل بازار مسگرها - چی شد ؟ فرهاد... فرهاد بازی درنیار ! فرهاد... فرهاد چی شد؟ فرهاد... صدای خودشه. اسم من گلوی گلی 🪽

کتاب خوبی بود ولی خب به اندازه ای که ترند شده بود جذاب نبود. در کل ارزش یه بار خوندن رو داشت چون نویسنده ایده جذابی برای ارائه داشت ولی خب کسی که نخونه هم چیزی رو از دست نمیده.