بهترین کتابی که تک تک کلماتش باعث میشه که توی دنیایی دیگر قدم بزاری
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
بی نظیر بود وقتی اولین بار خوندمش این حس رو داستم که تا قبلش هرگز یه عشق عمیق رو حس نکرده بودم🤍
“سقوط” داستان مردی است که یک روز میفهم شاید تمام عمرش بیشتر از اینکه برای خوب بودن زندگی کرده باشه، برای “خوب به نظر رسیدن” زندگی کرده. خیلی قشنگ و خوندنی بود.
من در جستجوی خدا نیستم، مبارز نیستم، شاعر نیستم، دانشمند هم نیستم، اما تلاش خواهم کرد صادق باشم، که عادلانه زندگی کنم، که همیشه یاد بگیرم و اگر دردمندی در نزدیکی خود ببینم بیاعتنا نباشم و به کمکش بشتابم؛ و البته که زندگیام را شورمندانه و برای همیشه دوست بدارم.
روایتی دربارهی چگونگی عبور تاریخ از میان آدمهاست. اولیتسکایا با رفتوآمد میان زندگی نورا و گذشتهی پدربزرگش، یعقوب، چند نسل را کنار هم میگذارد؛ نامهها، خاطرات و زندگی روزمره کمکم نشان میدهند که اتفاقات بزرگ سیاسی چطور وارد خصوصیترین بخشهای زندگی میشوند. چیزی که بیشتر با آن ارتباط گرفتم، رابطهی نورا با گذشته بود. او دارد بخشی از خودش را از میان زندگی آدمی که پیش از او زیسته پیدا میکند. خانواده در این کتاب هم حافظه است، هم میراث و گاهی زخمی که بیآنکه انتخابش کرده باشیم، با خودمان حمل میکنیم. به نظرم نقطه قوت اولیتسکایا همین نگاه انسانی اوست. چون تاریخ را از زندگی کسانی میبینیم که مجبور شدهاند با پیامدهایش زندگی کنند.
عالی دومین مجموعه مورد علاقم هست
دومین مجموعه مورد علاقم تا الان دو جلد اول رو خوندم
پروردگارا، لحظه ایی شادی! آیا این نعمت برای تمام مدت زندگی یک انسان بسنده نیست؟
عالییییی
عالی نیست ولی بد هم نیست تجربه جدید و جالبیه
جالبه
اتفاق وسط داستان رو دوست نداشتم
فانتزی قوی ای هست...
دوستش داشتم
بدک نبود
"هیچ جا زندگی نیست! هیچ جا در این شهر یا در این مکان یا در این هستی رخوتناک..."
عاشق کسانی هستین که دهانشون پر خاکه و حرف نمیزنند. میدونی چرا با مرده ها عادل تر و بخشنده تریم؟ دلیلش ساده است؛ نسبت بهشون تعهدی نداریم.
- مشکل من خود سفر نیست آقا ، مشکل فاصله است. دریا مانعی میان.. + میان چی، جین؟! - میان من و انگلستان و ثورنفیلد و.. + خب؟! - و شما خواهد بود.
"The mind is it's own place and in itself can make a Heaven of Hell and so forth"
- جین ، تو که جادوگر هستی به من بگو ، آیا هیچ راهی وجود ندارد که مرا به یک مرد خوش قیافه تبدیل کنی؟! + نه آقا ، حتی جادو هم نمی تواند از پس چنین کاری بر بیاید. و در دل اضافه کردم: تنها چیزی که احتیاج دارید ، یک جفت چشم عاشق است تا به شما خیره شود و زیبایی تان را درک کند.
