خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

طاعون هرگز نمی‌میرد؛ ناپدید هم نمیشود. طاعون سالها در وسایل شخصی و لباس ها خفه میشود. شاید روزی دوباره به دلیل شور بختی و جهل آدم‌ها، دوباره موشها را بیدار کند تا در شهر خوشبختی بمیرد.

طاعون

او و همه‌ی مردم در 3 چیز مشترک بودند: عشق، رنج و تبعید.

طاعون

درد و دل با دیگران جز آنکه رنجی به رنجت اضافه کند، سود دیگری نداشت. مردم نمیخندیدند. چهره ها عبوس و جدی بود. طرف مقابل هر آدم دیگر خودش نبود؛ دیگری هم نبود. طرف مقابلش فقط طاعون بود.

طاعون

بیانشون گفت: - هنوز زنده است. سیلوی پرسید: -به چه دردش میخورد؟ راستینیاک گفت: -برای اینکه باز رنج بکشد.

باباگوریو

قلب های شریف نمیتوانند روزگار درازی در این دنیا بمانند.

باباگوریو

اگر انسان وجدان داشته باشد رنج مجازات را پیش از آنکه قانون به سراغش بیاید در درون خود آغاز کرده است

تصویر پروفایل FamFam@faafaaجمله

به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن را دست‌بسته برایت پس می‌آورد.° برای یک دل ساده‌ی بیچاره آزادی هم ارزشی ندارد. کسی که اینجور باشد درمی‌ماند. ° این نطفه فکری است که بعد ها در برادران کارامازوف بسط داده شده.

بانوی میزبان

می دونی وقتی زغال سنگ رو تحت فشار بگذاری چی میشه ، پیتر؟! تبدیل میشه به الماس.

شهر خرس

جامعۀ انسانی، اتحاد انسان‌ها برای کنش مشترک است. کنش مشترکی که بر پایۀ اصل تقسیم کار سامان‌یافته باشد، در مقایسه با کنش منزویِ انسان‌های منفرد دربردارندۀ این امتیاز است که بازدهی [کار انسانی] را افزایش می‌دهد. وقتی انسان‌ها کنش خود را به طور مشترک بر پایۀ اصل تقسیم کار سامان می‌دهند، آنچه تولید می‌کنند به مراتب بیشتر از جمع آن چیزی است که در شرایطی یکسان در کنش فردی می‌توانند تولید کنند. کل تمدن بشر بر این بازدهی بیشتر که برآمده از کار تقسیم‌شده‌ است، اتکا دارد. وجه تمایز انسان از حیوان تقسیم کار است. تقسیم کار باعث شده است انسان ضعیفی که به لحاظ نیروی جسمانی عقب‌مانده‌تر از بیشتر حیوانات است، به فرمانروای زمین و آفرینندۀ آثار اعجاب‌انگیز فناوری بدل شود. بدون تقسیم کار امروز در هیچ زمینه‌ای از نیاکانِ هزار یا ده‌ هزار سال پیشمان جلوتر نبودیم. کار انسانی به تنهایی این توان را ندارد که بهروزی‌مان را افزایش دهد.

لیبرالیسم

وقتی شانس برنده شدن داری که خواستت برای برد بیشتر از ترست از باخت باشد. هیچ کس وقتی که ترسیده برنده نمی شود.

شهر خرس

- بعضی از شماها با یه استعداد ذاتی به دنیا اومدین و بعضی تون نه. بعضی هاتثن خیلی خوش شانسین و مجانی یه چیزهایی بهتون داده شده ، بعضی هاتونم نه. اما وقتی می رین تو رینگ همه تون مثل همین. ولی یه چیزی رو باید بدونین: خواست و اراده از شانس بالاتره.

شهر خرس

نمی خواهد ثروتمند شود ، فقط می خواهد یک شب بدون دو دو تا چهار تا کردن سر روی بالش بگذارد.

شهر خرس

خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است. و وقت هایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه اش می کنند، انگار که یک قطره ی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می افتد و گل بیچاره ی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته اش کرده، شاداب می کند.

بیچارگان

هر چه را می سازی دیگران نابود می کنند ، اما باز هم بساز ، چون در پایان فقط تو هستی و خدا و این مسئله بین شما دوتا است ، نه بین تو و دیگران.

شهر خرس