خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

برای من ماجرای مردی را نقل کرده اند که دوستش به زندان افتاده بود و او شبها بر کف اتاق می خوابید تا از آسایشی لذت نبرد که رفیقش از آن محروم شده بود. چه کسی، آقای عزیز، چه کسی برای ما بر زمین خواهد خفت؟

سقوط

آینده قولیه که میتونیم تصمیم بگیریم نسبت بهش وفادار بمونیم یا نه، گذشته قولیه که زیرش زدیم.

دیزی دارکر

ولی دوست ها مثل جادو هستن وقتی چیز خوبی رو با یه دوستی سهیم میشی یه جورهایی بیشتر نصیبت میشه تا موقعی که اون رو تنها برای خودت نگه می داری. وقتی هم یه مشکلی باشه همین تعریف کردنش برای دوست هات می تونه اوضاع رو بهتر کنه؛ حتی اگه دوست‌هات ندونن چطوری حلش کنن.

خدمتگاران می گفتند تا به حال هیچ کس را به آن اندازه عاشق و شیفته ندیده بودند. او دائما به دنبال آن خانم بود. هیچ کس مثل او آن خانم را زیبا نمی دانست.

جین ایر

حتی ابله ترین افراد هم در می‌یافتند که من با تمام وجود و چشم و گوش بسته عاشق او هستم. سرانجام به عشق من پی برد و برای پاسخ به این عشق من را با نگاهی لبریز از محبت سیراب کرد اما من چه کردم؟ مثل یک حلزون سرد و بی اعتنا داخل صدف خود خزیدم و از عشق کناره گرفتم

چیزی که من رو جذب این کتاب کرد، روون بودن داستان و واقعی بودن احساسات شخصیت‌ها بود. موقع خوندنش حس نمی‌کردم دارم فقط یه داستان می‌خونم؛ انگار داشتم زندگی یه عده آدم رو از نزدیک تماشا می‌کردم. خیلی دوست داشتم که با وجود همه سختی‌ها و اتفاق‌هایی که براشون می‌افتاد، کنار هم می‌موندن و هر بار یکی اون یکی رو از غرق شدن توی غم و ناامیدی بیرون می‌کشید. این همراهی و مراقبتشون از هم واقعاً قشنگ بود. با این حال یه غم آروم هم همیشه لابه‌لای صفحات حضور داشت؛ نه اون‌قدر زیاد که خسته‌کننده بشه، نه اون‌قدر کم که حسش نکنی. غمی که انگار جزئی از زندگی شخصیت‌ها شده بود و باعث می‌شد لحظه‌های امیدوارکننده و خوشحال کتاب بیشتر به دل بشینن. این کتاب برای من بیشتر از اینکه درباره عشق باشه، درباره همراهی، امید و دوام آوردن کنار آدم‌های مهم زندگی بود.

آه ، یعنی می توانم او را ببینم؟! حتی شده برای یک لحظه؟! یعنی ممکن است در آن لحظه به سویش بدوم و او را در آغوش بگیرم؟! نمی دانم ، نمی دانم چه عکس العملی نشان خواهم داد. اما چه عیبی دارد اگر این کار را بکنم؟! مگر با این کار به کسی آسیبی می رسانم؟!

جین ایر
تصویر پروفایل gorbagorba@gorbaجمله

نفرت یک انتخاب است اما عشق اینطور نیست. هیچ چیز به اندازه عشق از کنترل ما آدم ها خارج نیست.

رمانی جنایی که به نظرم به تعاریفی که ازش میشد اونی نبود که همه میگفتن قشنگه جذابه و.... بزای من اینطور نبود

سنگ کاغذ قیچی

کتابی که چهل روز اتمامش طول کشید و اونم به خاطر ترجمه بد و نشر غیر معتبرش بود.اما دوسش داشتم به نظرم یکی از شاهکارهای داستایفسکیه

اشتباهم این بود که از یه نشر غیر معتبر و با یه ترجمه بد خوندم و به عنوان اولین اثری که از داستایفسکی خوندم باید از یه کتاب دیگه ش شروع میکردم ولی کتاب جذابیه

ابله