«من هم به تجربه شخصی و هم با خواندن تاریخ میدانم که اغلب نشانهها و نمادهای ظاهری محسوس و آشکار موفقیت و پیشرفت وقتی بروز میکنند که عملا همه چیز رو به افول گذاشته است. این نشانههای ظاهری برای رسیدن به ما نیاز به زمان دارند، درست مثل آن ستاره که آن بالا میبینی. من و تو از کجا میدانیم که آن ستاره درخشان بهزودی فرو نمیمیرد و یا حتی تا به حال فرو نمرده است؟»
یکی از خطاهای رایج در قضاوت دربارهی آدمها و جوامع، یکی دانستن ظاهر موفقیت با سلامت درونی است. تاریخ بارها نشان داده که یک ساختار میتواند هنوز باشکوه به نظر برسد، در حالی که پایههایش مدتهاست ترک برداشتهاند. در زندگی شخصی هم گاهی آدم مدتها تصویر خوبی از خودش حفظ میکند، در حالی که از درون دیگر آن آدم سابق نیست. دیگران معمولا تغییر را دیرتر میبینند، چون آنچه میبینند حاصل گذشته است. برای همین به نظرم باید میان آنچه هنوز دیده میشود و آنچه واقعا زنده است تفاوت گذاشت؛ هر درخششی الزاما نشانهی ادامهی حیات نیست.
















