خانه کتاب بی

خاطرات یک آدمکش

Diary of a Murderer

نویسنده:کیم یونگ ها
ناشر: هیرمند
۳۴۷ بازدید

معرفی کتاب خاطرات یک آدمکش

«خاطرات یک آدمکش» نوشته‌ی کیم یونگ‌ها، روایتی تیره و فشرده از ذهنی است که میان فراموشی، خشونت و گناه گیر افتاده است. داستان پیرمردی را دنبال می‌کند که گذشته‌ای خونین دارد و حالا با زوال حافظه و نشانه‌های محوشدن هویت خودش روبه‌روست؛ وضعیتی که هر لحظه مرز میان واقعیت، خیال و خاطره را سست‌تر می‌کند. کیم یونگ‌ها در این رمان کوتاه، با نثری سرد و دقیق، فضایی اضطراب‌آلود می‌سازد؛ جایی که ذهن راوی به اندازه‌ی اتفاقات بیرونی اهمیت دارد. کتاب فقط درباره‌ی یک جنایت نیست، بلکه درباره‌ی پیری، حافظه، وجدان و تلاش برای فهمیدن این است که انسان تا چه حد می‌تواند از گذشته‌ی خودش فرار کند. اگر به رمان‌های روان‌شناختی و داستان‌های تلخ و تأمل‌برانگیز علاقه دارید، این کتاب تجربه‌ای جمع‌وجور اما پرتنش برایتان خواهد بود. «خاطرات یک آدمکش» از آن روایت‌هایی است که بیشتر از حادثه، روی حال‌وهوا، ذهنیت شخصیت و لایه‌های تاریک انسان تکیه می‌کند.

مشخصات این نسخه

صفحات
198
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9789644087677
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره کیم یونگ ها

تصویر کیم یونگ ها

کیم یونگ ها

Kim Young-ha

کیم یونگ‌ها، نویسندهٔ معاصر کرهٔ جنوبی، به خاطر رمان‌ها و داستان‌هایی شناخته می‌شود که در آن‌ها تنهایی، هویت، حافظه و زندگی شهری با نگاهی تیزبین و گاه تلخ‌وشیرین بررسی می‌شوند. نثر او معمولاً روان، دقیق و امروزی است و از دل موقعیت‌های روزمره، به پرسش‌های عمیق‌تری درباره فردیت و رابطه انسان با جهان اطرافش می‌رسد. او از چهره‌های مهم ادبیات معاصر کره به شمار می‌آید و آثارش برای مخاطبان بسیاری در خارج از کره نیز شناخته شده‌اند. کیم یونگ‌ها در نوشته‌هایش اغلب میان واقعیت، اضطراب‌های درونی و لایه‌های پنهان زندگی مدرن حرکت می‌کند و همین ترکیب، به کارهایش حال‌وهوایی خاص و به‌یادماندنی داده است.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های خاطرات یک آدمکش

افزودن جمله
Mahyaa

@mahyaht · ۹ مرداد ۱۴۰۵

«اگه کاری هست که دلت می‌خواد انجام بدی، دست‌دست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟»

Fa

@fa_reads · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«شاید مرگ هم نوشیندنی سنگینی است که کمک می کند شب کسالت آوری را که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.»

نوشا

@samira_tavakoli · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«به گذشته که نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم سخت‌ترین بخش زندگی سروکله زدن با آدم‌هاست.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب خاطرات یک آدمکش

نرگس

۱۴۰۵/۴/۸

کتابی که از زبان اول شخص نقل میشه ولی حتی به گفته های خودش هم نمیشه اعتماد کرد... قلم بی نظیر و فضا سازی عالی!

Zarikzm99

۱۴۰۵/۵/۲۴

کتاب کوتاه و خوبی بود ولی اونقدر که ازش تعریف میکردن جذبم نکرد.

آراس

۱۴۰۵/۵/۲۴

تعریفای خیلی زیادی از این کتاب شنیدم و برای همینم شروعش کردم ولی آخر کتاب انگار نطر نویسنده برای پایان عوض شده و یهو همچی جوری تموم میشه که هیچکدوم از اتفاقای داخل کتاب رو منطقی جلوه نمیده.

Hasti

۱۴۰۵/۵/۲۴

دلم میخواست طولانی تر و مفصل تر باشه ولی همینم عاالی بود عاشق این بودم که نمیتونستم توی داستان درست و غلط رو تشخیص بدم، راست و دروغ همش توی ابهام بود خیلی قلم قشنگی داشت.

Mah

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب عملا دفتر خاطرات یک قاتل که معلوم نیست کدوم از مطالب راست و کدوم دروغ و توهم از یجایی به بعد اعتماد به خودتونم از دست میدید

بنفشه

۱۴۰۵/۵/۲۳

واقعا از دید یه آدم کش هم زندگی معناداره.‌‌..

Seti

۱۴۰۵/۵/۲۳

یکم داستان پیچ در پیچی داره

Fa

۱۴۰۵/۵/۲۳

قشنگ بود. فضای متفاوتی داشت.

Mahshid

۱۴۰۵/۵/۷

کتاب جالبیه درباره یک آدم کش حرفه ای که آلزایمر گرفته و به مرور خاطراتش دارن محو میشن و نمیدونه داره چیکار میکنه.