خانه کتاب بی

سقوط

The Fall

ناشر: کتاب مجازی
۸۷۶ بازدید

معرفی کتاب سقوط

«سقوط» از آلبر کامو رمانی کوتاه، تیره و تأمل‌برانگیز است که در فضایی میان اعتراف، دادگاه درونی و گفت‌وگویی تلخ با مخاطبی نادیده پیش می‌رود. روایت در آمستردام شکل می‌گیرد و راوی، ژان-باتیست کلامانس، وکیلی سابق و خوش‌بیان است که آرام‌آرام لایه‌های شخصیتش را آشکار می‌کند؛ لایه‌هایی که زیر ظاهر متین و موفق او، اضطراب، خودفریبی و حس گناه پنهان شده‌اند. در این رمان، کامو بیش از آن‌که داستانی پرحادثه بسازد، بر فروپاشی تصویر انسان از خودش تمرکز می‌کند. کلامانس با نثری دقیق و گزنده، از عدالت، ریاکاری، مسئولیت و قضاوت حرف می‌زند و خواننده را مدام میان همدلی و تردید معلق نگه می‌دارد. همین فضای اعتراف‌گونه و فلسفی، «سقوط» را به اثری تبدیل کرده که هم داستان است و هم مواجهه‌ای جدی با وجدان. اگر به رمان‌های کوتاه اما عمیق، شخصیت‌محور و اندیشه‌برانگیز علاقه دارید، «سقوط» می‌تواند انتخابی بسیار مناسب باشد. این کتاب حال‌وهوایی سرد، تلخ و اندکی طنزآلود دارد و برای کسانی که از ادبیات فرانسه و آثار فلسفی لذت می‌برند، تجربه‌ای ماندگار و بحث‌برانگیز خواهد بود.

مشخصات این نسخه

صفحات
338
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786229801062
تاریخ چاپ
۱۴۰۳
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره آلبر کامو

تصویر آلبر کامو

آلبر کامو

Albert Camus

آلبر کامو نویسنده، روزنامه‌نگار و متفکر فرانسوی-الجزایری بود که با نگاه فلسفی و انسانی‌اش به ادبیات شناخته می‌شود. او در نوشته‌هایش به مسئله‌هایی مثل پوچی، آزادی، مسئولیت فردی و معنای زندگی می‌پردازد و نثرش به شفافیت، ایجاز و قدرت تأثیرگذاری معروف است. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «بیگانه»، «طاعون» و «افسانه سیزیف» اشاره کرد. کامو در کنار رمان‌نویسی، در نمایشنامه‌نویسی و مقاله‌نویسی هم فعال بود و آثارش هنوز هم از متون اثرگذار ادبیات قرن بیستم به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های سقوط

افزودن جمله
Fa

@fa_reads · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند، در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشه‌ای که با سادگی به مخیله اش خطور می کند گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بی گناهی خویش است.»

🗝️📖 Keeper of Forgotten Stories

@mehrnaz.khani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«« اگر پاانداز ها و دزد ها همیشه و همه جا محکوم شوند، مردم شرافتمند خیال برشان می دارد که همواره و در همه حال بی گناهند.»»

صفحه ۲۹

🗝️📖 Keeper of Forgotten Stories

@mehrnaz.khani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«دوستی به این سادگی نیست. دشوار به دست می آید و دوام می آورد، اما نصیب آدم که شد، دیگر از آن خلاصی نداریم، ناچاریم با آن کنار بیاییم. مبادا خیال کنید دوستان هرشب به شما تلفن می زنند_ کاری که قاعدتأ باید انجام بدهند تا بدانند آن روز غروب دست بر قضا قصد خودکشی ندارید یا، ساده تر از آن، هم صحبت نمی خواهید، آیا میلیتان می کشد با هم بیرون بروید. اصلا این طور نیست، خاطر جمع باشید موقعی زنگ می زنند که تنها نیستید یا زندگی به کامتان است. اگر پای خودکشی وسط بیاید ترغیبتان هم می کنند چون، به عقیده ی آنان، این را به شخص خودتان مدیونید…»

صفحه ۲۳

🗝️📖 Keeper of Forgotten Stories

@mehrnaz.khani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«محال است شب از روی پل رد بشوم. با خودم این طور عهد بسته ام. از کجا معلوم، شاید کسی خودش را در آب بیاندازد. از دو حالت خارج نیست؛ یا برای نجاتش اقدام می کنید، که در فصل سرما، چه بسا کار دست خودتان بدهید! یا همان جا به امان خدا رهایش می کنید، و شیرجه های نرفته، گاهی کوفتگی های عجیبی در وجود آدم باقی می گذارد.»

صفحه ۱۴

🗝️📖 Keeper of Forgotten Stories

@mehrnaz.khani · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

««همین که چشمم به چهره ای تازه می افتد، ندایی درونی به من هشدار نی دهد. « دست به عصا باش. خطر!» حتی وقتی همدلی زورش بچربد، چهارچشمی مراقبم. »»

صفحه ۱۲

F

@flyincage · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«شیرجه های نرفته گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی بجا میگذارد.»

Hosein

@hosen · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«ما نمی‌توانیم بی‌گناهیِ هیچ‌کس را تأیید کنیم، در حالی که می‌توانیم با اطمینان گناهکاریِ همه را تأیید کنیم»

Fa

@fa_reads · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«سانسور هر چیزی را که نهی می کند، به فریاد بلند اعلام می دارد.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب سقوط

صدرا

۱۴۰۵/۵/۲۴

"فکرش را بکنید وقتی دارید از روی پل رد می شوید، یک نفر خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست. یا شما برای نجاتش خود را در آب می اندازید و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید؛ یا او را به حال خودش می گذارید و می روید. ولی... شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد!"

Fatimah

۱۴۰۵/۵/۲۴

عجیب!

Siya7ash

۱۴۰۵/۵/۲۴

ژان باتیست کلمانس عزیز، اقتباسی از ایوان کارامازوف 👌 واقعا سقوط بهترین کتاب کاموئه