خانه کتاب بی

بچه آهو

The Fawn

نویسنده:ماگدا سابو
ناشر: بیدگل
۱۳۰ بازدید

معرفی کتاب بچه آهو

«بچه آهو» رمانی از ماگدا سابو، نویسنده برجسته مجارستانی، است که در فضایی آرام اما پرتنش، به رابطه‌های انسانی، تنهایی و زخم‌های پنهان در زندگی روزمره می‌پردازد. روایت کتاب بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر حال‌وهوا، نگاه شخصیت‌ها به یکدیگر و لایه‌های عاطفی و روانی زندگی متمرکز است. در این رمان، شخصیت‌ها با گذشته، حسرت‌ها و نیازهای نادیده گرفته‌شان روبه‌رو می‌شوند؛ مواجهه‌هایی که گاهی در سکوت رخ می‌دهد و گاهی در کشمکش‌های درونی شدت می‌گیرد. سابو با نثری دقیق و حساس، از دل روابط خانوادگی و انسانی، تصویری صمیمی اما گاه تلخ می‌سازد؛ تصویری که آرام‌آرام زیر پوست داستان می‌نشیند. «بچه آهو» برای خوانندگانی مناسب است که به رمان‌های شخصیت‌محور و روان‌شناختی علاقه دارند و از داستان‌هایی لذت می‌برند که بیش از ماجرا، بر احساس، حافظه و پیچیدگی‌های درون انسان تمرکز می‌کنند. این کتاب از آن دست آثار ادبیات جهان است که پس از خواندن هم در ذهن می‌ماند و مجال فکر کردن و بازخوانی می‌دهد.

مشخصات این نسخه

صفحات
336
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786223131585
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

درباره ماگدا سابو

تصویر ماگدا سابو

ماگدا سابو

Magda Szabó

ماگدا سابو نویسنده برجسته مجارستانی است که بیشتر با رمان‌ها و داستان‌های روان‌شناختی‌اش شناخته می‌شود. آثار او معمولاً بر روابط خانوادگی، تنش‌های درونی شخصیت‌ها و جایگاه زن در جامعه تمرکز دارند. در این پایگاه، کتاب‌هایی مانند «ترانه ایزا» و «بچه آهو» از آثار او ثبت شده‌اند که با کارنامه ادبی‌اش همخوانی دارند. نثر سابو به دلیل دقت در تصویرسازی و توجه به ظرافت‌های عاطفی و اجتماعی، در ادبیات مجارستان جایگاه مهمی دارد.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های بچه آهو

افزودن جمله
هنوز جمله‌ای ثبت نشده؛ اولین جمله رو تو اضافه کن.

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب بچه آهو

Arizour

۱۴۰۵/۵/۱۱

⁨از اون کتاب‌هاست که نمی‌تونی راحت درباره‌ش حرف بزنی. نه به خاطر پیچیدگیش، به خاطر سنگینیش.
تمام مدت که می‌خوندمش، حس می‌کردم یه چیزی اشتباهه. یه چیزی عمیقاً اشتباهه.
نه اینکه نقش اصلی به مرور آدم بدی شده باشه، نه اینکه چون زخمیه اینطوری باشه. نه... یه چیزی درونش اساساً بی‌رحمه.
نه می‌خواد کسی خوشحال باشه، نه باور داره که کسی واقعاً می‌تونه مهربون باشه. و بدترین بخش ماجرا اینه که بی واسطه داری درون همچین آدمی رو میبینی. ‎گاهی فکر می‌کردم که این سطح از کینه‌ورزی باید اغراق باشه. ولی نه بی‌واسطه‌ تلخ و خالص بده. ‎نه قصاصی هست، نه عبرتی، نه حتی امیدی برای تغییر. فقط یه جور غوطه‌وری در تهی‌ترین بخش وجود آدمی. ‎کتابیه که دلم می‌خواد دیگران هم بخوننش.
ولی مطمئن نیستم دلم بخواد کسی باهاش تنها بمونه.

Arizour

۱۴۰۵/۵/۱۱

⁨از اون کتاب‌هاست که نمی‌تونی راحت درباره‌ش حرف بزنی. نه به خاطر پیچیدگیش، به خاطر سنگینیش.
تمام مدت که می‌خوندمش، حس می‌کردم یه چیزی اشتباهه. یه چیزی عمیقاً اشتباهه.
نه اینکه نقش اصلی به مرور آدم بدی شده باشه، نه اینکه چون زخمیه اینطوری باشه. نه... یه چیزی درونش اساساً بی‌رحمه.
نه می‌خواد کسی خوشحال باشه، نه باور داره که کسی واقعاً می‌تونه مهربون باشه. و بدترین بخش ماجرا اینه که بی واسطه داری درون همچین آدمی رو میبینی. ‎گاهی فکر می‌کردم که این سطح از کینه‌ورزی باید اغراق باشه. ولی نه بی‌واسطه‌ تلخ و خالص بده. ‎نه قصاصی هست، نه عبرتی، نه حتی امیدی برای تغییر. فقط یه جور غوطه‌وری در تهی‌ترین بخش وجود آدمی. ‎کتابیه که دلم می‌خواد دیگران هم بخوننش.
ولی مطمئن نیستم دلم بخواد کسی باهاش تنها بمونه.