«انقلاب رخ خواهد داد ولی اخلاقیات پیشین دستنخورده در جهان خواهند ماند و سد راهمان خواهند شد. هرچقدر هم که موجهای سطح دریا بخروشند آبهای زیرین آنها، به دور از هیاهوی انقلاب، بیحرکت دراز کشیدهاند. بیدارند اما خود را به خواب زدهاند.»
صفحه ۱۲۵
The Setting Sun
«شایو» با نام اصلی «The Setting Sun» از مشهورترین رمانهای اوسامو دازای است؛ روایتی تلخ و آرام از فروپاشی یک خانواده اشرافی در ژاپنِ پس از جنگ، جایی که نظم قدیم دیگر کار نمیکند و جهان تازه هنوز شکل نگرفته است. فضای داستان سرشار از حس زوال، خلأ، و تردید است؛ انگار همهچیز زیر نور کمرنگ غروب دیده میشود، نه در روشنایی کامل. در مرکز داستان، زنی جوان قرار دارد که میان وظیفه، تنهایی و نیاز به زیستن به شکلی تازه دستوپا میزند. رابطه او با مادر، برادر و آدمهای پیرامونش، تصویری دقیق از فشارهای اجتماعی و عاطفی میسازد؛ فشاری که شخصیتها را به سکوت، انزوا و گاهی سرکشی میکشاند. دازای با نثری ساده اما عمیق، از فروپاشی بیرونی عبور میکند و به بحرانهای درونی انسان میرسد. اگر به رمانهای اندوهبار، شخصیتمحور و تأملبرانگیز علاقه دارید، «شایو» کتابی است که هم حالوهوای خاص خود را دارد و هم تصویری ماندگار از یک دوره تاریخی و روحی ارائه میدهد. این رمان بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حس، فضا و زخمهای خاموش انسان تمرکز دارد.
جملههای ماندگار
«انقلاب رخ خواهد داد ولی اخلاقیات پیشین دستنخورده در جهان خواهند ماند و سد راهمان خواهند شد. هرچقدر هم که موجهای سطح دریا بخروشند آبهای زیرین آنها، به دور از هیاهوی انقلاب، بیحرکت دراز کشیدهاند. بیدارند اما خود را به خواب زدهاند.»
صفحه ۱۲۵
«تابآوردن. در زندگیمان لذت، خشم، اندوه و هزاران حس دیگر را تجربه میکنیم، ولی همهی این حسها روی هم بهزور یکدرصد از زمان زندگیمان را در بر میگیرند. نود و نه درصد دیگر را دندان روی جگر میگذاریم. من هر لحظه با حسی که سینهام را پاره پاره میکند در انتظار صدای پای خوشبختی در راهروام. هیچ... آه، زندگی سرشار از رنج است. مُهر تأییدیست بر این باور: که کاش زاده نمیشدیم.»
صفحه ۷۲
۱۴۰۵/۶/۱۱
«شایو» در زبان ژاپنی به معنای پایین رفتن خورشید است، و کتاب داستانیست راجع به سقوط، فرود و افول یک خانوادهی اشرافزادهی متمول ژاپنی. راوی داستان کازوکوست، دختر خانواده، که با مادر بیمار خود روزگار میگذراند و برادری معتاد که پس از جنگ به خانه بازنگشته و بازگشتش نیز مایهی دیگر دردسرهاست. کازوکو پی بازپسگرفتن حق خود از روزگار است، درحالیکه از زندگی زناشویی ناموفق خود شاکیست، پی یافتن دوبارهش عشق است. او محافظهکار است و مراعات دیگران سبک گذران زندگانی اوست و گاهوبیگاه در تلاش است مادر اصیل خود را الگو قرار دهد. در تلاش است که زندگیای سالم و زیبا داشته باشد اما در نهایت هرگز موفق نمیشود و تباهی را پیش رو دارد. داستان از زبان اول شخص بیان میشود، ساده و صمیمی از سختترین روزها و حوادث زندگیاش، زندگیای که هرگز مسیر سبز را نمییابد و اینجا و آنجا پنداری راوی زندگی ماست به گونهای متفاوت.