خانه کتاب بی

سال ها

The Years

نویسنده:آنی ارنو
ناشر: بیدگل
۲۸۰ بازدید

معرفی کتاب سال ها

«سال‌ها» اثر آنی ارنو، روایتی متفاوت از زندگی یک زن در بستر زمان است؛ کتابی که به‌جای تکیه بر قصه‌ای خطی، حافظه، تجربه شخصی و دگرگونی‌های اجتماعیِ چند دهه را کنار هم می‌نشاند. ارنو با نثری دقیق و شفاف، از کودکی تا بزرگسالی را نه فقط به‌عنوان سرگذشت فردی، بلکه به‌مثابه تصویری از نسل‌ها، عادت‌ها، زبان، مصرف، سیاست و تغییرات فرهنگی فرانسه ثبت می‌کند. فضای کتاب میان خاطره و تاریخ در نوسان است؛ تصاویری از زندگی روزمره، خانواده، بدن، میل، تنهایی و گذر بی‌وقفه زمان در کنار نشانه‌های جمعی یک عصر می‌نشینند. همین پیوند میان امر شخصی و امر اجتماعی است که «سال‌ها» را به اثری تأمل‌برانگیز و خاص تبدیل می‌کند؛ کتابی که بیشتر از آن‌که داستان تعریف کند، شیوه به‌یادآوردن را به نمایش می‌گذارد. اگر به نثر مینیمال، نگاه اجتماعی به زندگی فردی، و متن‌هایی علاقه دارید که از دل خاطره به فهمی وسیع‌تر از زمانه برسند، «سال‌ها» انتخاب مناسبی است. این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که از ادبیات جدی، روایت‌های تکه‌تکه و اندیشیدن به حافظه و هویت لذت می‌برند.

مشخصات این نسخه

صفحات
309
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786223130892
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

درباره آنی ارنو

تصویر آنی ارنو

آنی ارنو

Annie Ernaux

آنی ارنو نویسنده و خاطره‌نویس فرانسوی است که آثارش را معمولاً در مرز میان زندگی‌نامه، جامعه‌شناسی و ادبیات شخصی می‌خوانند. او با نثری ساده، دقیق و بی‌پیرایه، تجربه‌های فردی را به موضوع‌هایی جمعی مثل طبقه اجتماعی، جنسیت، حافظه و بدن پیوند می‌زند و از همین راه جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرده است. بخش مهمی از نوشته‌های ارنو بر پایه زندگی خودش شکل گرفته‌اند و همین صراحت و صداقت، از ویژگی‌های اصلی کار اوست. از آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به «جایگاه»، «سال‌ها» و «اتفاق» اشاره کرد؛ کتاب‌هایی که هم از نظر فرم و هم از نظر نگاه اجتماعی، تأثیر زیادی بر خوانندگان و منتقدان گذاشته‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های سال ها

افزودن جمله
Narges

@narcissus · ۷ شهریور ۱۴۰۵

«شرم دست از سر دخترها برنمی‌داشت. شیوه لباس پوشیدن و آرایش کردنشان همیشه ممکن بود برچسب «زیادی» بخورد: زیادی کوتاه، بلند، باز، تنگ، جلف و از این دست. جامعه تمام و کمال بر همه چیز نظارت می‌کرد؛ بلندی پاشنه کفششان، اینکه با کی می‌گردند، کی می‌روند و کی می‌آیند و لکه های روی لباس زیرشان ماه به ماه. برای کسانی که مجبور بودند آغوش خانواده را ترک کنند، اقامتگاهی تحت عنوان خانه دوشیزگان در نظر گرفته شده بود، خوابگاهی مجزا از خوابگاه پسرها تا از آنها در برابر جنس مذکر و فساد محافظت کند. برای یک دختر هیچ چیز، نه هوش نه تحصیلات و نه زیبایی اش، به اندازه پاکدامنی، اهمیت نداشت؛ به بیان دیگر، پاکدامنی بود که ارزشش را در بازار ازدواج تعیین می‌کرد، چیزی که مادرها، مثل مادران خودشان در گذشته، چهارچشمی مراقبش بودند: اگر قبل از ازدواج با یکی بخوابی، دیگر کسی نمی‌خواهدت؛ تلویحاً به این معنی که هیچ کس مگر اجناس بنجل بازار ذکور، علیلی یا دیوانه‌ای، یا بدتر، مردی که زنش را طلاق داده. مادرِ مجرد که دیگر مفت نمی‌ارزید، هیچ امیدی نداشت، مگر اینکه مردی از خود گذشتگی می‌کرد و می‌پذیرفت به او و ثمره گناهش پناه دهد.»

متاسفانه

صفحه ۷۵

Narges

@narcissus · ۶ شهریور ۱۴۰۵

«ما برای آرزو کردن وقت داشتیم آرزوی داشتن این چیز و آن چیز ...... تصاحبشان هم که می‌کردیم توی ذوقمان نمی‌خورد می‌گذاشتیمشان جلوی چشم بقیه تا تحسینشان را بخریم. آن چیزها رمز و راز و جادویی در خود داشتند که با تماشا و به کاربردنشان از بین نمی‌رفت. مدام باهاشان ور می‌رفتیم، معلوم نبود از آنها انتظار چه چیز دیگری داشتیم.»

صفحه ۴۳

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب سال ها

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.