«شجاعت همیشه در پیروز شدن نیست گاهی بر سر ایستادن بر سر حقیقت است»
کشتن مرغ مقلد
To Kill a Mockingbird
معرفی کتاب کشتن مرغ مقلد
«کشتن مرغ مقلد» رمان مشهور هارپر لی، در فضایی گرم و در عین حال تلخ از جنوب آمریکا میگذرد؛ جایی که نگاه یک کودک بهتدریج با واقعیتهای سختِ نژادپرستی، عدالت و ترسهای پنهان جامعه روبهرو میشود. روایت از دل یک شهر کوچک شکل میگیرد و همین مقیاس محدود، جهان داستان را صمیمیتر و اثرش را عمیقتر میکند. در مرکز داستان، خانواده فینچ، بهویژه آتیکوس، و دو کودک او قرار دارند که شاهد ماجرایی میشوند که آرامش ظاهری شهر را به چالش میکشد. کتاب همزمان هم قصه رشد و بلوغ است و هم تصویری از جامعهای که تعصب و پیشداوری در آن ریشه دوانده است. هارپر لی با نثری روان و شخصیتپردازی دقیق، تنش اخلاقی داستان را بدون اغراق پیش میبرد. آنچه این رمان را ماندگار میکند، فقط ماجرای دادگاه و کشمکش بیرونی نیست، بلکه لحظههایی است که شخصیتها مجبور میشوند میان وجدان، ترس و سکوت انتخاب کنند. «کشتن مرغ مقلد» کتابی است درباره از دست رفتن معصومیت، مسئولیت انسانی و دشواری ایستادن در برابر بیعدالتی؛ اثری که هنوز هم خواندنش به فکر و گفتوگو ختم میشود.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای کشتن مرغ مقلد
«اگر مردم همه یک جورند، چرا نمی تونند با هم بسازند؟ اگر همه با هم مساوی اند، چرا فکر و ذکرشون فقط اینه که همدیگر رو تحقیر کنند؟»
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب کشتن مرغ مقلد
۱۴۰۵/۶/۹
«کشتن مرغ مقلد» برای من بیشتر درباره آدمهای بیآزاری بود که قربانی قضاوت و تعصب شدن. همون حرف اتیکوس که میگه کشتن مرغ مقلد گناهه چون فقط آواز میخونه و به کسی آسیب نمیزنه، عملاً کل روح کتابه. تام رابینسون، بو رادلی، حتی یه جاهایی خود جم… همشون یه جور «مرغ مقلد» بودن. جم بیشتر از همه تو ذهنم موند. بعد از دادگاه انگار یه چیزی توش شکست؛ اون سنی که آدم تازه میفهمه حقیقت داشتن همیشه کافی نیست و دنیا الزاماً عادلانه نیست. «تا وقتی خودتو جای یکی نذاری و با کفشهای اون راه نری، نمیفهمیش.» و شاید کل کتاب خلاصه همین جمله بود. اتیکوس بعضی وقتا زیادی ایدهآل و غیرواقعی بود، ولی خب شاید هارپر لی عمداً همچین آدمی ساخته بود وسط اون همه زشتی و تعصب. و با اینکه کتاب کاملاً علیه نژادپرستیه، یه جاهایی حس کردم داستان بیشتر از دید سفیدپوستهای “خوب” روایت میشه تا خود قربانیهای اون تبعیض. تام رابینسون خودش خیلی فرصت شخصیتپردازی پیدا نمیکنه و بیشتر تبدیل میشه به ابزاری برای نشون دادن شرافت اتیکوس. با این حال، به نظرم کتاب بیشتر از اینکه فقط درباره نژادپرستی باشه، درباره اینه که جامعه چقدر راحت آدمهای بیدفاع رو قربانی ترس و تعصب میکنه. و اینکه اخلاق واقعی وقتی معنی داره که هیچ شانسی برای بردن نداری.
۱۴۰۵/۵/۲۳
از انتخاب های عالی برای هدیه دادن به نوجوون ها. شما هم در کنار اون دو کودک داستان قراره یادبگیرید و بزرگ بشید.


















