خانه کتاب بی

بلندی های بادگیر

Wuthering Heights

ناشر: نی
۵۸۱ بازدید

معرفی کتاب بلندی های بادگیر

«بلندی‌های بادگیر» رمان مشهور امیلی برونته، قصه‌ای تیره، پرتنش و عمیق از عشق، خشم، انتقام و دلبستگی‌های ویرانگر است. داستان در فضای سرد و بادخیز دشت‌های یورکشایر می‌گذرد و از همان ابتدا حال‌وهوایی گرفته و رازآلود دارد؛ جایی که خانه‌ها، طبیعت و آدم‌ها همگی زیر فشار هیجان‌های خام و زخم‌های کهنه قرار گرفته‌اند. در مرکز روایت، رابطه پیچیده و فراموش‌نشدنی هیثکلیف و کاترین قرار دارد؛ پیوندی که از عشق ساده فراتر می‌رود و به کشمکشی روانی و مخرب تبدیل می‌شود. برونته با نگاهی دقیق به احساسات افراطی، طبقه اجتماعی، رنج و حسادت، جهانی می‌سازد که هم عاشقانه است و هم به‌طرزی دردناک تاریک. روایت چندلایه و فضای بسته اثر، خواننده را مدام میان همدلی، ترس و شگفتی جابه‌جا می‌کند. این رمان از آن آثاری است که بیش از آن‌که فقط یک داستان عاشقانه باشد، تجربه‌ای ادبی و روان‌شناختی پیش روی خواننده می‌گذارد. نثر پرقدرت، شخصیت‌های ماندگار و فضای سنگین و شاعرانه‌اش باعث شده «بلندی‌های بادگیر» هنوز هم برای دوستداران ادبیات کلاسیک و رمان‌های عمیق، اثری خواندنی و بحث‌برانگیز باشد.

مشخصات این نسخه

صفحات
438
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9782001026135
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره امیلی برونته

تصویر امیلی برونته

امیلی برونته

Emily Brontë

امیلی برونته نویسنده و شاعر انگلیسی سده نوزدهم است که بیشتر با رمان «بلندی‌های بادگیر» شناخته می‌شود؛ اثری که به خاطر فضای تیره و پرتنش، شخصیت‌پردازی پرقدرت و تصویرسازی‌های شدیداً احساسی‌اش جایگاهی ماندگار در ادبیات انگلیسی پیدا کرده است. او در خانواده‌ای اهل ادب رشد کرد و همراه با خواهرانش شارلوت و آن برونته از چهره‌های برجسته ادبیات کلاسیک انگلستان به شمار می‌آید. نوشته‌های برونته معمولاً حال‌وهوایی گوتیک، عاطفی و تأمل‌برانگیز دارند و به روابط انسانی، رنج، عشق و کشمکش‌های درونی می‌پردازند. با اینکه آثار منتشرشده‌اش محدود است، همان یک رمان و شعرهایش کافی بوده‌اند تا نام او در تاریخ ادبیات ماندگار شود.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های بلندی های بادگیر

افزودن جمله
SHAHRYAR2a

@shahryar2a · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.»

Mahyaa

@mahyaht · ۹ مرداد ۱۴۰۵

«ما گاهی اوقات به حال کسانی دلسوزی می‌کنیم که نه برای خودشان و نه برای دیگران، احساساتی به خرج نمی‌دهند.»

Mahshid

@mahshid · ۷ مرداد ۱۴۰۵

«He shall never know I love him: and that, not because he's handsome, but because he's more myself than I am. Whatever our souls are made out of, his and mine are the same.»

او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب بلندی های بادگیر

آراس

۱۴۰۵/۵/۲۴

فکر کنم تنها کتابیه که چندبار خوندمش.

Itty bitty tarane

۱۴۰۵/۵/۲۴

من دوبار این کتاب و خوندم یکبار در ۱۷ سالگی و یکبار هم تو ۲۵ سالگی و هر دوبار عاشقش شدم و باز هم بی نظیرترین کتاب عاشقانه است.

SHAHRYAR2a

۱۴۰۵/۵/۲۴

همینقدر که ازش تعریف شده ارزشش روهم داره

eli

۱۴۰۵/۵/۲۴

یه رمان تلخ و دارک که شخصیت هاش خاکستری هستن و نمیتونی کاملا درکشون کنی چون تصمیماتی میگیرن که خیلی غیرقابل تصوره و اینکه بعد از این همه آریتمیک بودن داستان باز هم اینقدر جذابه واقعا هنره..

eli

۱۴۰۵/۵/۲۴

یه رمان تلخ و دارک که شهصیت هاش خاکستری هستن و نمیتونی کاملا درکشون کنی چون تصمیماتی میگیرن که خیلی غیرقابل تصوره و اینکه بعد از این همه آریتمیک بودن داستان باز هم اینقدر جذابه واقعا هنره..

Ftm

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب خوبیه ولی در حقیقتا این حجم از تعریف برای این کتاب زیاده من احساس میکنم غرور و تعصب جذابیت بیشتری داشت

Arizour

۱۴۰۵/۵/۱۱

بلندی‌های بادگیر اصلا شبیه انتظاراتم نبود…انتظار من از رمان قرن هجدهمی تا حدودی ناخودآگاه برپایه‌ی رمان‌های جین آستین شکل میگیره… مراسم رقص، قراردادهای اجتماعی و آشنایی‌هایی که به عشق و احترام ختم میشه. بلندی‌های بادگیر در دورترین فاصله از این انتظارات قرار میگیره. از فضا، دیالوگ‌ها، شخصیت ها بگیر تا روند داستانی همه چیز انگار سال‌ها از چیزی که میتونی تصور کنی جلوترن…. پاک بودن، آدم خوبی بودن، درگیر تصمیمات درست بودن رو نمیشه در داستان پیدا کرد…آدم ها در ناقص‌ترین حالت خودشون به لحاظ انسانی عاشق هم هستن یا با هم برخورد دارن…هیتکلیف به هیچ وجه مستر دارسی نیست و با این که گاها درکش می‌کنیم اما بیشتر اوقات میخوایم سرش داد بزنیم .کاترین شخصیت قابل اتکا و عاقلی نیست، تا آخرش هم یک دختربچه‌ی پیش‌بینی‌نشده باقی میمونه …

Narges

۱۴۰۵/۵/۱۱

داستان تو دل داستان اینجا شخصیت ها نه کامل خوبن نه بد عشق و انتقام کینه رو تو یه فضای تاریک و پرشور و سنگین تجربه میکنین