«او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.»
بلندی های بادگیر
Wuthering Heights
معرفی کتاب بلندی های بادگیر
«بلندیهای بادگیر» رمان مشهور امیلی برونته، قصهای تیره، پرتنش و عمیق از عشق، خشم، انتقام و دلبستگیهای ویرانگر است. داستان در فضای سرد و بادخیز دشتهای یورکشایر میگذرد و از همان ابتدا حالوهوایی گرفته و رازآلود دارد؛ جایی که خانهها، طبیعت و آدمها همگی زیر فشار هیجانهای خام و زخمهای کهنه قرار گرفتهاند. در مرکز روایت، رابطه پیچیده و فراموشنشدنی هیثکلیف و کاترین قرار دارد؛ پیوندی که از عشق ساده فراتر میرود و به کشمکشی روانی و مخرب تبدیل میشود. برونته با نگاهی دقیق به احساسات افراطی، طبقه اجتماعی، رنج و حسادت، جهانی میسازد که هم عاشقانه است و هم بهطرزی دردناک تاریک. روایت چندلایه و فضای بسته اثر، خواننده را مدام میان همدلی، ترس و شگفتی جابهجا میکند. این رمان از آن آثاری است که بیش از آنکه فقط یک داستان عاشقانه باشد، تجربهای ادبی و روانشناختی پیش روی خواننده میگذارد. نثر پرقدرت، شخصیتهای ماندگار و فضای سنگین و شاعرانهاش باعث شده «بلندیهای بادگیر» هنوز هم برای دوستداران ادبیات کلاسیک و رمانهای عمیق، اثری خواندنی و بحثبرانگیز باشد.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: رضا رضایی
ناشر: نی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: رضا رضایی
ناشر: نی
نوع جلد: جلد سخت
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: سعیدا زندیان
ناشر: قدیانی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: علی اصغر بهرام بیگی
ناشر: علمی و فرهنگی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای بلندی های بادگیر
«ما گاهی اوقات به حال کسانی دلسوزی میکنیم که نه برای خودشان و نه برای دیگران، احساساتی به خرج نمیدهند.»
«He shall never know I love him: and that, not because he's handsome, but because he's more myself than I am. Whatever our souls are made out of, his and mine are the same.»
او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح ما از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب بلندی های بادگیر
۱۴۰۵/۵/۲۴
من دوبار این کتاب و خوندم یکبار در ۱۷ سالگی و یکبار هم تو ۲۵ سالگی و هر دوبار عاشقش شدم و باز هم بی نظیرترین کتاب عاشقانه است.
۱۴۰۵/۵/۲۴
یه رمان تلخ و دارک که شخصیت هاش خاکستری هستن و نمیتونی کاملا درکشون کنی چون تصمیماتی میگیرن که خیلی غیرقابل تصوره و اینکه بعد از این همه آریتمیک بودن داستان باز هم اینقدر جذابه واقعا هنره..
۱۴۰۵/۵/۲۴
یه رمان تلخ و دارک که شهصیت هاش خاکستری هستن و نمیتونی کاملا درکشون کنی چون تصمیماتی میگیرن که خیلی غیرقابل تصوره و اینکه بعد از این همه آریتمیک بودن داستان باز هم اینقدر جذابه واقعا هنره..
۱۴۰۵/۵/۲۳
کتاب خوبیه ولی در حقیقتا این حجم از تعریف برای این کتاب زیاده من احساس میکنم غرور و تعصب جذابیت بیشتری داشت
۱۴۰۵/۵/۱۱
بلندیهای بادگیر اصلا شبیه انتظاراتم نبود…انتظار من از رمان قرن هجدهمی تا حدودی ناخودآگاه برپایهی رمانهای جین آستین شکل میگیره… مراسم رقص، قراردادهای اجتماعی و آشناییهایی که به عشق و احترام ختم میشه. بلندیهای بادگیر در دورترین فاصله از این انتظارات قرار میگیره. از فضا، دیالوگها، شخصیت ها بگیر تا روند داستانی همه چیز انگار سالها از چیزی که میتونی تصور کنی جلوترن…. پاک بودن، آدم خوبی بودن، درگیر تصمیمات درست بودن رو نمیشه در داستان پیدا کرد…آدم ها در ناقصترین حالت خودشون به لحاظ انسانی عاشق هم هستن یا با هم برخورد دارن…هیتکلیف به هیچ وجه مستر دارسی نیست و با این که گاها درکش میکنیم اما بیشتر اوقات میخوایم سرش داد بزنیم .کاترین شخصیت قابل اتکا و عاقلی نیست، تا آخرش هم یک دختربچهی پیشبینینشده باقی میمونه …
۱۴۰۵/۵/۱۱
داستان تو دل داستان اینجا شخصیت ها نه کامل خوبن نه بد عشق و انتقام کینه رو تو یه فضای تاریک و پرشور و سنگین تجربه میکنین















