خیلی دوسش داشتم:))) جزو معدود کتابهایی که از همون ابتدا انقدر جذابیت داره که بدون فوت وقت پیش میرید و تا مطالعه اش نکنید زمین نمیذاریدش… هر سه بخش موضوعی کتاب سرگرم کننده و قشنگه.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
موآم در لبه تیغ ما را به این مسئله میرساند که زندگی انسان همیشه میان خواستههای فردی و مسئولیتهایی که در برابر دیگران دارد، در نوسان است. لری تصمیم میگیرد مسیری را دنبال کند که از نگاه بسیاری، نه موفقیت محسوب میشود و نه حتی مسئولیتپذیری؛ از کار، موقعیت اجتماعی و تصویری که دیگران از یک زندگی درست دارند فاصله میگیرد تا به معنایی برسد که خودش بتواند با آن زندگی کند. اینجا موآم مسئلهی اخلاق را از شکل معمولش خارج میکند. لزوما با آدم خوب و آدم بد طرف نیستیم؛ با دو تعریف متفاوت از زندگی خوب روبهرو هستیم. یکی زندگیای که در آن وظیفه، رابطه، کار و مسئولیت اجتماعی اهمیت دارد، و دیگری زندگیای که ارزشش را از میزان صداقتش با حقیقتی که فرد برای خودش پیدا کرده میگیرد. هیچکدام هم بهسادگی قابل رد کردن نیستند. شاید چیزی که کتاب برای من پیچیدهتر کرد همین باشد: گاهی انتخابی که از بیرون خودخواهانه به نظر میرسد، ممکن است برای خود فرد تنها راه صادقانهی زیستن باشد؛ و برعکس، ممکن است آدمی تمام عمرش را صرف انجام وظیفه کند و در نهایت متوجه شود که حتی یکبار هم از خودش نپرسیده واقعا چه میخواهد. موآم ما را به این آگاهی میرساند که دشواریِ پذیرفتن این است که شاید هیچ معیار سادهای برای تشخیص یک زندگی درست وجود نداشته باشد.
تنگنا، روایتِ سقوطِ انسان در شکافِ میان “آنچه میپندارد هست” و “آنچه واقعاً هست” است؛ جایی که راه فرار از تنگنایِ هستی، تنها با عبور از ویرانههایِ خودِمان ممکن میگردد.
یه کتاب بسیار دلنشین و لذت بخشه و به شیوه جدیدی به صورت تجربی و پله پله به ما یاد میده که چطور بنویسیم اگه علاقه به نوشتن و فیلمامه نویسی دارین بسیار کتاب مفیدی عه و اصلا طوری نیست که شما خسته بشین به نظرم یکی از بهترین کتاب ها در این زمینه است باعث میشه ترس از نوشتن و اشتیاق شروع هم درون ادم بیشتر شه
آیا زنده بودن ،بدون آنکه آدم ها به همدیگر کمک کنند،ارزشی دارد؟ آیا ممکن است که آدم سال ها و دهه ها و تمام عمر به زندگی ادامه بدهد ،بدون آنکه حتی یکبار برای مقابله با آنچه زندگی رویارویش قرار می دهد شهامت کافی داشته باشد و بازهم بتواند اسم خودش را مسیحی بگذارد و توی آینه به خودش نگاه کند؟
کتاب داره یکی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی خیلی سر بسته میگه و بهش اعتراض داره ولی به اندازه کافی بهش نمیپردازه و بیشتر روند زندگی شخصی فرد رو بیان میکنه ولی خوندش باعث میشه که آدم به اون حس انسان دوستی و کمک به هم نوعاش فکر بکنه و شاید دغدغهشون پیدا بکنه
آیا ممکن است یک نفر در عین حال که زنده است، مرده باشد؟
کتاب به صورت یه دفترچه خاطرات نوشته شده پس انتظار دیالوگ زیاد نداشته باشید. خوندش خیلی روونه و سریع تموم میشه. ممکنه بعضیا خوششون نیاد چون محتوای خاصی نداره؛ ولی همینشه که زیباست، فقط باید از لحظه هاش لذت برد.
سخت ترین شرایط ، شرایطی است کخ ما انسانها را در معرض از دست دادن قرار می دهد.
بهترین و قشنگ ترین کتاب جنایی که خوندم
این کتاب بیشتر برای افرادی که روانشناسی مطالعه میکنن مناسب هست 👌
اگر کتاب آدم خواران رو خوندید و دوست داشتید این کتاب میتونه یک انتخاب خیلی قوی تر باشه . در کل پیشنهاد نمیشه با روح و روان خودتون بازی نکنید 🥲🤦🏻♀️
شاهکاریه که دیگه تکرار نمیشه
زمانی خوندمش که نیاز داشتم یکی بهم بگه بیخیال زندگی همینه که هست، چیزی دست تو نیست، سخت نگیر اما نه اونطوری که ادما بهت میگن و این حس و میدن که احساساتت بی ارزشه انگار شخصیت ها و موقعیت هارو برات شفاف میکنه و تو خودت تصمیم میگیری که خیلی چیزا رو رها کنی
قابل پیش بینی نبودنش رو دوست داشتم تا آخر کتاب برات غافلگیری داره
تیکهای از من است که در من زندگی نمیکند
داستان ساده و روان و بسیار پرکشش ، تک تک لحظاتشونو به راحتی می تونستم درک کنم . 🍂
بیان شیوا و قشنگ نویسنده ؛ همزاد پنداری که میتونه هر زنی با این داستان داشته باشه و خلاصه واژه و دیالوگ های که قابل لمس و درکن ، درکل عالی بود ❤️
نیستی ندیدن نیست، چیز پُرتری است و همزمان خالیتر.
آیا به راستی باید مرد؟ و ندای درونش جواب داد:« بله،حقیقت است و باید مرد.» می پرسید:« ولی اخر این همه رنج برای چیست؟» و ندای درون جواب می داد:«دلیلی نیست؛برای هیچ.»
