خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

تصویر پروفایل BlackBlack@blackجمله

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

دیوان شهریار

فوق العاده ومثل همیشه یه پایان غافلگیر کننده اما اینبار کمی ملایم تر وداری حس معنا وفلسفه زندگی

بند اعدامی ها

نمیدونم جالب بود اما اینهمه هدر رفت کاغذ برای نوشتن دل نوشته های کوتاه وسطحی یکم..

تسلی دلم

بارهاى عاطفى غيرضرورى را با خودتان حمل نكنيد. به يادداشته باشيد: وقتى بر نداشته ها تمركز می كنيد، داشته ها را نيز از دست مى دهيد، وقتى بر داشته ها تمركز می كنيد، نداشته ها را به دست مى آوريد. از اين دستورالعمل استفاده كنيد؛ هر بار كه در ذهنم مشغول شكايت هستم، دليلى براى شكرگزار بودن به زبان می آورم. با پرسيدن اين سؤال، كينه را از وجودتان پاك كنيد؛ اين كينه به چه درد من مىﺧورد؟

فقط آدم‌هایی برام مهم‌ان که دلشون بخواد توی زندگی من باشن؛ یادته وقتی اومد، بهمون اعتماد کرد و رازهاش رو بهمون گفت؟ کسی این کار رو می‌کنه که بخواد توی زندگی آدم باشه و منم می‌خوام توی زندگی اون باشم.

After all, my mother always said that the only way two people can keep a secret is if one of them is dead...

Never Lie

من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من ‌می‌خورد؟

بوف کور

کمونیست‌ها در وضعیت دائمی جنگ با جهان قدیم هستند؛ آن‌ها از قلعه‌ای دفاع می‌کنند که از هر طرف به دست نیروهای نظم قدیم محاصره شده است. در این قلعه محاصره‌شده فقط یک هدف وجود دارد: مقاومت در برابر محاصره. و هر چیزی که این هدف را پیش ببرد، خوب است. در قلعه محاصره‌شده هر درگیری، هر کشمکش، فاجعه‌بار است، و هر نشانه ضعف، پیروزی برای دشمن، و هر نرمش در انضباط، مصیبت به حساب می‌آید. ارتش در نظام کمونیستی از دموکراسی بیزار است؛ در این ارتش، اطاعت از یک پیشوای نابخرد بهتر از پراکندن بذر هرج‌ومرج است‌، هر قدر هم که ذهنِ پشت آن با ذکاوت و نافذ باشد. پس اگر می‌دانیم که جوزف استالین، فیلسوفی تهی‌دست و بدوی است، بهتر است ذهنمان را متوجه اثبات خلاف این واقعیت کنیم، به‌جای اینکه، حتی در همین یک حوزه، اقتداری را که وجودش شرط پیروزی است، تضعیف کنیم. پس اگر می‌دانیم که ژید نویسنده بزرگی است، باز هم اگر تفنگدار قلعه، هرگز اسم او را نشنیده باشد، بهتر از آن خواهد بود که غرق در مطالعه آثار او شود و حتی یک‌بار، تیرش به خطا برود. و اگر فرمانده قلعه جنایتکار باشد، خاموش از کنار این مسئله گذشتن، بهتر از تن دادن به این خطر است که زیردستانش در پیگیری مجازات او، دروازه‌ها را بدون محافظ بگذارند.

دکتر میگفت : دنیا مثل یک‌تاریکخانه است که عکسهایش همه وارونه است و‌ما همه در این دنیا حیران و‌ویلان و سلندریم🥲

سووشون

نژاد شریف انسانیت را می شناسم! این طور که شنیده ام غیراز کشت و کشتار و ضعیف چزانی هنری ندارد🙂💔

سووشون

آدمیزادچیست؟! یک‌امید کوچک یک‌واقعه خوش چه‌زود می‌تواند از نو دست و‌دلش را به زندگی بخواند؟ اما وقتی همه اش تو ‌دهنی و‌نومیدی است آدم احساس می‌کند که مثل تفاله شده لاشه ای مرداری است که در لجن‌افتاده 💔

سووشون