خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

مخالف همه بودن و مخالف زمانه بودن کار چندان آسانی نیست‌. تا حدی، همگی ما زمانی که به یک دو راهی می‌رسیم، وسوسه می‌شویم همان جاده‌ای را انتخاب کنیم که اکثریت انتخابش کرده‌اند. ما دوست داریم به آن‌هایی ملحق شویم که به خیالمان راه و مقصد را بلدند. قدرت اراده عمومی بیکران است. مقاومت کردن در برابر چنین قدرتی سخت‌تر از آن است که عموما تصور می‌شود، و ما جملگی تحت تأثیر زمانه‌ای هستیم که در آن زندگی می‌کنیم.

می‌گفت برای کار درباره‌ی اسطوره باید از دو چیز پرهیز کرد: احترام زیاد و بی‌احترامی زیاد.

ایرانی تر

وابی سابی یعنی هرچیزی در طبیعی ترین و واقعی ترین حالت ممکنش.طبیعی ترین و واقعی ترین حالتِ شما چه شکلی ست؟

وابی سابی

باید بپذیریم گاهی وقتی عقل راه به جایی نمی‌برد قلب راه را می داند.

وابی سابی

ما برای آرزو کردن وقت داشتیم آرزوی داشتن این چیز و آن چیز ...... تصاحبشان هم که می‌کردیم توی ذوقمان نمی‌خورد می‌گذاشتیمشان جلوی چشم بقیه تا تحسینشان را بخریم. آن چیزها رمز و راز و جادویی در خود داشتند که با تماشا و به کاربردنشان از بین نمی‌رفت. مدام باهاشان ور می‌رفتیم، معلوم نبود از آنها انتظار چه چیز دیگری داشتیم.

سال ها

- وقتی آدمی رو فراموش میکنی یادت میره که اون رو یادت رفته؟! + نه ، یک وقت هایی یادم میمونه که یادم رفته. بدترین نوع فراموشی همینه. مثل اینکه توی توفان گیر کرده باشی. بعدش بیشتر سعی میکنم که یادم بیاد. اونقدر شدید که تمام این میدون به لرزه میافته.

- یه نکته مثبت فراموشی اینه که چیزایی که آزارت میدن رو فراموش میکنی. + چه حسی داره؟! - مثل اینه که همیشه پی چیزی توی جیبت بگردی. اول چیزای کوچیک رو گم میکنی و بعد چیزای بزرگ رو. با کلید شروع میشه و به آدما ختم میشه.

- من عصبانی ام چون به عقیده تو همه چی شانسی اتفاق افتاد . ولی میلیارد ها آدم روی زمین هست و من تو رو این وسط پیدا کردم. اگه به نظر تو احتمال داشت من عاشق هرکس دیگه ای بشم! پس من اصلا نمیتوتم ریاضیات کوفتی تو رو تحمل کنم!

از گفتن کلمه «محدودیت» باکی ندارم وظیفه بالاترین قوهٔ ذهن انسان، يعنى عقل، محدود سازی بی وقفه بی نهایت و تجزیه بی نهایت به بخشهای ساده است که به سادگی قابل فهم باشند، یعنی دیفرانسیل ؛ زیبایی الهی دنیای من يعنى رياضيات، دقيقاً در همین امر نهفته است.

ما

هیچ‌چیز آزاردهنده‌تر و تحمل‌ناپذیرتر از این نیست که آدم به خاطر یک اتفاق نابود شود، اتفاقی که می‌توانست نیفتد.

نازنین

اگر تقدیر بشر تکیه زدن بر جایگاه خداوندی باشد، اریکه پادشاهی‌اش کتاب باید می‌بود.

تنگنا

من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی بر لب کشت این هرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت