وداع با اسلحه
A Farewell to Arms
معرفی کتاب وداع با اسلحه
«وداع با اسلحه» رمان مشهور ارنست همینگوی، در فضای تلخ و آشفته جنگ جهانی اول میگذرد؛ جایی که عشق، ترس، فرار و بیمعناییِ جنگ در هم تنیده میشوند. داستان، تجربههای یک افسر آمریکایی در جبهههای ایتالیا را دنبال میکند؛ مردی که در میانهی خشونت و آشوب، ناگهان با عشقی عمیق و آسیبپذیر روبهرو میشود. همینگوی با نثری موجز و دقیق، جهانی میسازد که در آن احساسات بزرگ اغلب پشت سکوت، فاصله و کنترلشدگی پنهاناند. رابطهی دو شخصیت اصلی، قلب رمان را شکل میدهد؛ رابطهای که در بستر جنگ، معنایی پررنگتر از یک عشق ساده پیدا میکند و به پرسشی درباره دوام، رهایی و فقدان بدل میشود. این رمان همزمان اثری عاشقانه، ضدجنگ و عمیقاً انسانی است. اگر به داستانهایی علاقه دارید که در کنار روایت پرکشش، حالوهوایی اندوهگین و تأملبرانگیز دارند، «وداع با اسلحه» انتخابی ماندگار است؛ کتابی دربارهی اینکه انسان در میانهی ویرانی چگونه به عشق، امید و زندهماندن چنگ میزند.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر
جملههای ماندگار
نقلقولهای وداع با اسلحه
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب وداع با اسلحه
۱۴۰۵/۶/۶
«وداع با اسلحه» برای من کتابی بود که حس دوگانهای ایجاد کرد؛ هم دوستش داشتم و هم جاهایی نتونستم خیلی باهاش ارتباط بگیرم. بیشتر از همه، ضدجنگ بودن کتاب رو دوست داشتم. اینکه وسط اون همه خشونت و ویرانی، عشق و زندگی برای هنری معنا پیدا میکنه و تصمیم میگیره از جنگ فاصله بگیره، برام خیلی دوستداشتنی بود. جنگ توی این کتاب اصلاً قهرمانانه و باشکوه نیست؛ بیشتر پر از ترس، بیهودگی، اتفاق و از دست دادنه. اما درباره رابطهی هنری و کاترین هنوز واقعاً نظرم دوگانهست. بعضی از حرفها و رفتارهاشون برام سادهلوحانه و حتی خیلی سطحی بود، ولی بعضی جاها هم میشد عمق عشق و دلبستگیشون رو حس کرد. شاید بخشی از این فاصله هم به این برمیگرده که این رابطه متعلق به زمان و دنیای دیگهایه و با نگاه و استانداردهای امروز ما خیلی غریبهست. یکی از قسمتهایی که خیلی دوست داشتم، گفتوگوی هنری با پیرمرد ۹۴ ساله بود. به نظرم اون گفتوگو خیلی خوب نگاه کتاب به جنگ و زندگی رو نشون میداد. در نهایت، «وداع با اسلحه» برای من بیشتر از اینکه فقط یک داستان عاشقانه باشه، داستان آدمهاییه که وسط جنگ و همهی اون آشفتگیها، سعی میکنن یه چیزی از زندگی و عشقشون رو برای خودشون نگه دارن؛ حتی وقتی زندگی قرار نیست اجازه بده همهچیز اونطور که میخوان پیش بره. آذین

















