سفر به انتهای شب
Journey to the End of the Night
معرفی کتاب سفر به انتهای شب
«سفر به انتهای شب» رمانی تیره، تند و بیپرده از لویی فردینان سلین است؛ روایتی از سفری فرساینده در دل جنگ، استعمار، شهرهای آلوده و زندگی روزمرهای که زیر فشار فقر، ترس و ناامیدی میلرزد. راوی کتاب، که نگاهش آمیخته به بدبینی، خشم و طنزی تلخ است، جهان را نه باشکوه و منظم، بلکه زخمی و بیرحم میبیند. در مرکز داستان، مردی قرار دارد که مدام از جبههای به جبهه دیگر، از کشوری به کشوری دیگر و از شغلی به شغل دیگر رانده میشود؛ اما هیچجا آرامش واقعی پیدا نمیکند. سلین با نثری پرشتاب و گزنده، آدمهایی را تصویر میکند که در تنگنای ترس، حرص، بیماری و تنهایی دستوپا میزنند و هر لحظه بیشتر با پوچی و فرسودگی روبهرو میشوند. فضای رمان سنگین و بیرحمانه است، اما همین صراحت و جسارت، آن را به اثری ماندگار در ادبیات فرانسه و ادبیات جهان تبدیل کرده است. اگر به رمانهای تلخ، شخصیتمحور و تأملبرانگیز علاقه دارید و از نثری متفاوت و بیپرده استقبال میکنید، این کتاب تجربهای فراموشنشدنی برای شما خواهد بود.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: فرهاد غبرایی
ناشر: جامی
نوع جلد: جلد سخت
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: فرهاد غبرایی
ناشر: جامی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: پیمان خاکسار
ناشر: چشمه
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: فرهاد غبرایی
ناشر: جامی، اسپینا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای سفر به انتهای شب
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سفر به انتهای شب
۱۴۰۵/۵/۲۵
سلین از همان ابتدا آدم را وارد جهانی میکند که در آن تقریبا هیچچیز آنطور که باید نیست؛ جنگ، استعمار، فقر، کار، عشق و حتی خود انسان، همه در معرض یک نگاه بیاعتماد و بیرحم قرار میگیرند. فردینان باردامو از جنگ شروع میکند و در مسیرش از آفریقا و آمریکا تا حاشیههای پاریس میگذرد؛ اما این سفر، سقوط تدریجی توهمات او دربارهی انسان و جهان است. نویسنده تقریبا هیچ فرصتی به خودش نمیدهد که از این تاریکی فاصله بگیرد. او آدمها را در موقعیتهایی قرار میدهد که تمام ادعاهای اخلاقی، تمدنی و انسانیشان را بیاعتبار میکند. سرباز، کارگر، سرمایهدار، استعمارگر و حتی آدم معمولی، وقتی پای منفعت و بقا وسط میآید، آنقدرها هم از هم فاصله ندارند. اما خودِ زبان سلین تلختر از محتوا بود. جملهها انگار آرام نمینشینند؛ مدام میپرند، میپیچند، طعنه میزنند و دوباره به همان زخم برمیگردند. لحن عامیانه و عصبی او باعث میشود روایت بیشتر شبیه حرف زدن آدمی است که آنقدر از دیدن جهان خسته شده که دیگر حوصلهی مؤدب بودن دربارهاش را ندارد. طنز سیاه کتاب هم دقیقا از همینجا میآید؛ گاهی آنقدر به یک موقعیت میخندی که چند ثانیه بعد متوجه میشوی چیزی که خندهدار بوده، در واقع وحشتناک است. باردامو برای من قهرمان قابلتحسینی نیست و اتفاقا قرار هم نیست باشد. ترسو است، متناقض است، گاهی خودخواه است و خیلی وقتها فقط تلاش میکند از مخمصهای به مخمصهی بعدی برسد. اما همین باعث میشود روایتش انسانیتر باشد. او میخواهد بفهمد چطور میشود در جهانی که چندان میلی به انسان بودن ندارد، زنده ماند. البته همین بیرحمی مداوم گاهی برای من خستهکننده شد. وقتی تقریبا هیچ نقطهی امنی برای امید، اعتماد یا حتی آرامش وجود ندارد، بعضی بخشها بهجای اینکه بیشتر تکاندهنده باشند، به تدریج اثر اولیهشان را از دست میدهند. اما حتی در این لحظات هم زبان سلین اجازه نمیدهد کتاب کاملا بیاثر شود.















