خانه کتاب بی

انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

هنوز امتیازی ثبت نشده
۶۰ بازدید

معرفی کتاب انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

«انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور» رمانی کوتاه و تند از اوراسیو کاستیانوس مویا است که در فضایی فشرده و پرتنش، ذهنی آشفته و حساس را دنبال می‌کند. روایت حول یک روشنفکر تبعیدی یا دورافتاده می‌چرخد که در برخورد با جهان اطراف، بیش از هر چیز با حس انزجار، بیگانگی و فرسودگی درونی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کتاب از دل یک فضای شهری و ذهنی تلخ بیرون می‌آید؛ جایی که زبان، حافظه، سیاست و اضطراب شخصی در هم می‌پیچند. حضور توماس برنهارت در عنوان، از همان ابتدا حال‌وهوایی ادبی و بینامتنی به متن می‌دهد و نشان می‌دهد با اثری طرفیم که هم به تجربه زیسته شخصیت‌ها توجه دارد و هم به واکنش آن‌ها در برابر خشونت، پوچی و تناقض‌های زندگی روزمره. کاستیانوس مویا در این رمان بیشتر بر حس و لحن تکیه می‌کند تا حادثه‌پردازی پرزرق‌وبرق. نتیجه، متنی است کوتاه اما سنگین، تلخ اما خواندنی، که برای خواننده‌ای مناسب است که به ادبیات جدی، روایت‌های درون‌نگر و کتاب‌هایی با فضای ذهنی و انتقادی علاقه دارد.

مشخصات کتاب انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

صفحات
80
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
-
چاپ اول
-

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره اوراسیو کاستیانوس مویا

تصویر اوراسیو کاستیانوس مویا

اوراسیو کاستیانوس مویا

Horacio Castellanos Moya

اوراسیو کاستیانوس مویا نویسنده و رمان‌نویس اهل السالوادور است که بیشتر با نثر تند، طنز تلخ و نگاه انتقادی‌اش به سیاست و جامعه شناخته می‌شود. او در آثارش اغلب به تجربه‌های تبعید، خشونت، حافظه و بحران‌های آمریکای لاتین می‌پردازد. از کتاب‌های او می‌توان به «انزجار» اشاره کرد که با عنوان اصلی *Revulsion: Thomas Bernhard in San Salvador* منتشر شده است. این اثر نیز در امتداد همان فضای انتقادی و شخصیِ نوشته‌های او قرار می‌گیرد و از نمونه‌های شناخته‌شده کارنامه ادبی‌اش به شمار می‌آید.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

افزودن جمله
تینا

@tinab · ۷ مهر ۱۴۰۵

«همه جای دنیا سیاستمدارها اهل کثافتکاری‌اند، اما توی این مملکت دیگر تا خرخره توی کثافت فرو رفته‌اند. باور کن کثیف‌تر از این‌ها هیچ جای دنیا پیدا نمی‌کنی. نمی‌دانم شاید چون خون آن صدهزار تا کشته را مکیده‌اند اینقدر کثیف شده‌اند. شاید هم تغذیه از رنج و سیاه روزی آن صدهزار مرده اینطور هارشان کرده. به خدا به عمرم سیاستمدارانی تا این اندازه غرق در جهل و خرافه ندیده‌ام. انگار عامدانه در برابر دانستن مقاومت می‌کنند. هر کس یک جو سواد داشته باشد فوراً می‌فهمد سواد این جماعت ته کشیده، چون به محض اینکه دهنشان را باز می‌کنند خودشان را لو می‌دهند و حالی‌ات می‌کنند که مدت‌هاست چهار خط کتاب نخوانده‌اند.»

صفحه ۱۷

تینا

@tinab · ۷ مهر ۱۴۰۵

«تقدیر عجب شوخی‌های هولناکی با آدم می‌کند.»

صفحه ۱۱

تینا

@tinab · ۷ مهر ۱۴۰۵

«از تشییع جنازه متنفرم. از اینکه بیایند بهم تسلیت بگویند حالم به هم می‌خورد. نمی‌دانم چی جوابشان را بدهم. آخر این چه رسمی است که وقتی یکی از کسانت می‌میرد یک مشت غریبه می‌آیند بغلت می‌کنند و ادای دوست‌های صمیمی را در می‌آورند؟ کاش هیچ کدامشان نمی‌آمدند. چرا باید با کسانی که اصلاً نمی‌شناسی دوستانه رفتار کنی؟ آن هم کسانی که بعداً هم هیچ وقت قرار نیست ببینی‌شان. اما به هر حال باید قیافهٔ سپاسگزار و شرمنده به خودت بگیری، طوری که خیال کنند از اینکه برای عرض تسلیت آمده‌اند از صمیم قلب ممنونشان هستی. نه که آدم اینجور وقت‌ها خیلی حال و حوصله محبت کردن به غریبه‌ها را دارد!»

صفحه ۱۰

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب انزجار: توماس برنهارت در سان سالوادور

هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده.