«رندانه است طریقی که مرگ ما را از پا میاندازد، و جوری هم وانمود میکند که انگاری فقط در کارِ تُنُک کردن و هَرَسی ساده است. یک نسل هیچ وقت با یک ضربه از پا نمیافتد.»
صفحه ۷۳
«در وادی درد» از آلفونس دوده، روایتی کوتاه اما تکاندهنده از مواجهه انسان با رنج، بیماری و فرسودگی روحی است؛ متنی که بیش از آنکه بر رخدادهای بیرونی تکیه کند، در فضای درونیِ درد و رنج حرکت میکند. دوده در این اثر، با نثری صمیمی و گاه شاعرانه، تجربه زیستن در مرز ضعف جسم و آشفتگی ذهن را به تصویر میکشد و خواننده را به جهانِ حساس و شکنندهی راوی نزدیک میکند. حالوهوای کتاب، تلخ، آرام و در عین حال بسیار انسانی است. شخصیتها و نگاه راوی، بیشتر از آنکه به دنبال قهرمانی یا حادثه باشند، درگیر فهمیدن معنای درد، تنهایی، حافظه و دوام آوردناند. همین تمرکز بر تجربهی زیسته و جزئیات احساسی، کتاب را به اثری تأملبرانگیز درباره رنجِ جسمانی و روانی تبدیل میکند؛ اثری که از دلِ تاریکی، لحظههایی از لطافت و آگاهی بیرون میکشد. اگر به ادبیات کلاسیک فرانسه، متنهای کوتاه اما عمیق و روایتهایی با رنگوبوی خودزندگینامهای و تأملی علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی مناسب باشد. «در وادی درد» از آن دست آثاری است که بیشتر از داستانگوییِ پرحادثه، بر حس، فضا و صداقت عاطفی تکیه دارد و پس از خواندن، مدتها در ذهن میماند.
جملههای ماندگار
«رندانه است طریقی که مرگ ما را از پا میاندازد، و جوری هم وانمود میکند که انگاری فقط در کارِ تُنُک کردن و هَرَسی ساده است. یک نسل هیچ وقت با یک ضربه از پا نمیافتد.»
صفحه ۷۳
«درد هم حیات خودش را دارد. بیماری برای بیشتر زنده ماندن، چه نبوغی که به خرج نمیدهد. میگویند «بگذار طبیعت کارش را بکند». اما «مرگ» هم عضوی از «طبیعت» است، همانقدر که «زندگی». بقا و نابودی، با توانی برابر، در درون ما به جنگاند.»
صفحه ۵۷
«نوشتن از خود یکجور دستِ پیش گرفتن در برابر مرگ است و هراسِ فراموشی و فنا؛ مومیایی کردن نفس است، تمنای پیشانداختنِ محاکمه است؛ شلاق تطهیر است بر خود و بر میدان دید یا خواستِ فراهم آمدن پیشاپیشِ طومار اعمالی است برای روز مبادا: چنانکه روسو در نخستین سطرهای اعترافاتش مینویسد در صور که بدمند، خواهم آمد این نوشته را به دست گرفته، آواز خواهم داد: این است آنچه کردم و اندیشیدم و بودم؛ گویی حتی انتظارِ واپسین اعتراف در بستر احتضار هم دیگر ممکن نیست.»
صفحه ۹
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۶/۲۵
کتاب مجموعهای است از دستنوشتههای آلفونس دوده در دوران درگیریاش با بیماریای حاد که در سالهای پایانی زندگیاش آنها را نگاشته است، او از نوشتن بهره جست به سبب درمان و تسکین، سرنوشت اما چیزی جز مرگ را رقم نزد. جولین بارنز این نوشتهها را به صورت کتاب به انگلیسی برگردانده است. خواندنش ارزشمند است، بسیار لطیف و دقیق پرداخت شدهاند دستنوشتهها و فارسی خوبی دارد.