«اورستس: آه زئوس، خدای پدران، کین دشمنان را بستان... الکترا: با ما مهربان باش. ما رنج دیدیم و سزاوار مهربانی هستیم.»
صفحه ۴۱
«الکترا» از نمایشنامههای ماندگار اوریپید است؛ روایتی تیره، فشرده و پرتنش از انتقام، اندوه و زخمی که سالها در یک خانواده باقی مانده است. در مرکز این اثر، الکترا قرار دارد؛ زنی که با خاطره قتل پدرش و حسرت عدالت، در فضایی سنگین و خفقانآور زندگی میکند. اوریپید در این تراژدی، بیش از آنکه بر حادثههای بیرونی تکیه کند، به روان شخصیتها و کشمکشهای درونی آنها نزدیک میشود. رابطه الکترا با برادرش، با گذشتهای خونین و آیندهای نامطمئن گره خورده و هر گفتوگو در دل نمایش، چیزی از درد، خشم و فروپاشی اخلاقی را آشکار میکند. این کتاب برای خوانندهای مناسب است که به ادبیات کلاسیک، تراژدیهای یونانی و متنهای جدی و تأملبرانگیز علاقه دارد. «الکترا» با حجم کم اما لایههای معنایی عمیق، از متنهایی است که بعد از خواندن هم در ذهن میماند و فرصت زیادی برای فکر کردن درباره عدالت، خانواده و مرزهای انتقام میگذارد.
جملههای ماندگار
«اورستس: آه زئوس، خدای پدران، کین دشمنان را بستان... الکترا: با ما مهربان باش. ما رنج دیدیم و سزاوار مهربانی هستیم.»
صفحه ۴۱
«آنگاه که شکم مرد سیر میشود توانگری با تنگدستی همسنگ میگردد.»
صفحه ۳۰
۱۴۰۵/۶/۷
سالها پیش از آغاز نمایش و در آستانهی جنگ تروا، آگاممنون، فرماندهی یونانی، برای جلب رضایت الههی آرتمیس، ناگزیر دختر خود را قربانی کرد. این اقدام، راه را برای حرکت سپاه یونان بهسوی تروا هموار ساخت، اما زخمی عمیق بر قلب همسرش، کلیتمنسترا، به جا گذاشت. یک دهه بعد، هنگامی که آگاممنون از جنگ بازمیگشت، کلیتمنسترا همراه با معشوقش، اگیستوس، نقشهی قتل او را به اجرا گذاشتند. در روایت اوریپید از این داستان، الکترا پس از قتل آگاممنون از کاخ سلطنتی رانده شده و برای جلوگیری از تولد وارثی نیرومند که بتواند انتقام بگیرد، به ازدواج با یک کشاورز فقیر وادار میشود. روزی، دو غریبه به خانهی او میآیند. آنها هویت خود را آشکار نمیکنند، اما در واقع یکی از آنها برادر تبعیدیاش، اورستس، و دیگری دوست وفادارش، پلیادس، است. الکترا پس از پذیرایی از آنها، سرگذشت خود را بازگو میکند. در این میان، یک خدمتکار سالخورده اورستس را از زخمی که در کودکی برداشته بود، شناسایی کرده و خواهر و برادر نقشهی انتقام خود را طراحی و اجرا میکنند و با کشتن همسر مادر خود و خود مادر، را به سزای کردار میرسانند.