خانه کتاب بی

مرگ به وقت بهار

Death in Spring

ناشر: بیدگل
۱۴۸ بازدید

معرفی کتاب مرگ به وقت بهار

«مرگ به وقت بهار» رمان کوتاه و شاعرانه‌ی مرسه رودوریدا، در فضایی تیره و نمادین می‌گذرد؛ جایی که مرگ، ترس، آیین و میل به رهایی در کنار هم نفس می‌کشند. داستان در روستایی خیالی و بسته شکل می‌گیرد؛ جهانی که قواعدش سخت، خشونت‌بار و گاه بی‌رحم است و آدم‌هایش مدام میان اطاعت و سرکشی، سکوت و اعتراض، زندگی و فروپاشی در رفت‌وآمدند. رودوریدا در این اثر بیش از آن‌که روایت‌گر یک ماجرای خطی باشد، به ساختن حال‌وهوایی رازآلود و فشرده می‌پردازد؛ حال‌وهوایی که در آن طبیعت، آیین‌ها و روابط انسانی به شکل نمادین و هراس‌انگیز کنار هم قرار می‌گیرند. شخصیت‌ها اغلب در دل نظمی سرکوب‌گر تعریف می‌شوند و همین فشار، به متن رنگی از اضطراب، اندوه و مقاومت خاموش می‌دهد. اگر به رمان‌هایی علاقه دارید که هم داستان دارند و هم لایه‌های عمیق‌تر معنایی، «مرگ به وقت بهار» انتخابی تأمل‌برانگیز است. نثر اثر در عین ایجاز، تصویری و سنگین است و مدام شما را به خواندن دوباره‌ی صحنه‌ها و نشانه‌ها دعوت می‌کند. این کتاب از آن دست متن‌هایی است که بیشتر از روایت، با فضا و حس‌وحالش در ذهن می‌ماند.

مشخصات این نسخه

صفحات
245
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786223131271
تاریخ چاپ
۱۴۰۴
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

درباره مرسه رودوریدا

تصویر مرسه رودوریدا

مرسه رودوریدا

Mercè Rodoreda

مرسه رودوریدا نویسنده برجستهٔ کاتالان بود که بیشتر با رمان‌ها و داستان‌هایش شناخته می‌شود. او در سدهٔ بیستم به یکی از مهم‌ترین صداهای ادبیات کاتالان بدل شد و آثارش اغلب بر تجربه‌های زنان، تنهایی، حافظه و دگرگونی‌های عاطفی تمرکز دارند. نثر او لطیف، دقیق و سرشار از تصویرهای شاعرانه است و در عین سادگی، لایه‌های روان‌شناختی عمیقی دارد. از میان آثار شناخته‌شدهٔ او می‌توان به «میدان شکسته» و «کبوتر و باد» اشاره کرد. رودوریدا سال‌های مهمی از زندگی‌اش را در تبعید گذراند و همین تجربه در فضای آثارش بازتابی پررنگ دارد. نوشته‌های او امروز هم به‌عنوان بخشی مهم از ادبیات مدرن کاتالان خوانده می‌شوند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های مرگ به وقت بهار

افزودن جمله
مبین محمدی

@mobinmohammadi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«همه چیز مثله قبل بود: نه برگ ها تغییری کرده بودند، نه درختان و نه پروانه ها و نه این حس که زمان درون سایه ها مرده. ولی دیگر هیچ چیز مثل قبل نبود.»

این سطر رو انتخاب کردم چون یکی از تناقض‌های بنیادین تجربه انسانی رو نشون میده؛ اینکه جهان می‌تونه همون بمونه اما حقیقتش برای انسان به کلی دگرگون شده باشه.

صفحه ۲۵ · بخش اول

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب مرگ به وقت بهار

مبین محمدی

۱۴۰۵/۵/۲۴

در مواجهه با کتاب باید بگویم‌ با متنی روبرو شدم که تلاش می‌کند میان جنایت و اخلاق، پلی بسازد. کتاب برای من بد نبود؛ اما در عین حال، در برخی نقاط دچار تکرار می‌شد. نقطه قوت اثر، در پرداختن به این پرسش اخلاقی است که: «آیا هر کسی که قانونا محکوم است، لزوما از نظر اخلاقی مقصر است؟» نویسنده ما را به چالش می‌کشد تا ببینیم چگونه محیط و پیش‌داوری‌ها، تعریف ما از درست و نادرست را تغییر می‌دهند. از نظر من، این کتاب بیشتر یک مطالعه بر روی ترس‌های انسانی است. نه آنقدر بلندپروازانه بود که من را مبهوت کند، و نه آنقدر سطحی که رهایش کنم.

Sara

۱۴۰۵/۵/۲۳

از اون کتابای خیلی خوب که حاضر نیستم برای بار دوم بخونمش.