خانه کتاب بی

باغ آلبالو

The Cherry Orchard

ناشر: اکباتان
۵۲۸ بازدید

معرفی کتاب باغ آلبالو

«باغ آلبالو» نمایشنامه‌ای مشهور از آنتون چخوف است که در فضایی آرام، اما پر از اضطراب و دگرگونی می‌گذرد. داستان حول یک خانواده اشرافی می‌چرخد که پس از سال‌ها زندگی در یک ملک قدیمی، با بحران مالی و خطر از دست دادن باغ آلبالوی‌شان روبه‌رو می‌شوند؛ باغی که فقط یک زمین نیست، بلکه نمادی از خاطره، هویت و گذشته‌ای رو به افول است. چخوف با نگاهی ظریف و انسانی، شخصیت‌هایی را پیش روی ما می‌گذارد که هرکدام به شکلی با تغییر، وابستگی، امید یا انکار درگیرند. گفت‌وگوها ساده‌اند، اما زیر این سادگی، حسرت، طنز تلخ و تنشِ خاموشی جریان دارد؛ همان امضای آشنای چخوف که از دل یک موقعیت خانوادگی، تصویری عمیق از گذار یک طبقه اجتماعی می‌سازد. این نمایشنامه بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر حال‌وهوا، رابطه‌ها و فروپاشی تدریجی یک جهان قدیمی تمرکز دارد. اگر به ادبیات کلاسیک، نمایشنامه‌های تأمل‌برانگیز و آثار روسی علاقه دارید، «باغ آلبالو» انتخابی خواندنی و ماندگار است؛ اثری درباره دلبستگی به گذشته، ناتوانی در تغییر و عبور زندگی از کنار چیزهایی که زمانی همه‌چیز بودند.

مشخصات این نسخه

صفحات
68
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9786226928762
تاریخ چاپ
۱۴۰۲
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره آنتون چخوف

تصویر آنتون چخوف

آنتون چخوف

Anton Chekhov

آنتون چخوف نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و پزشک روس است که با داستان‌های کوتاه و نمایش‌نامه‌هایش جایگاهی ماندگار در ادبیات جهان پیدا کرد. او در آثارش بیشتر به زندگی روزمره، تنهایی، ناکامی‌های انسانی و ظرافت‌های روانی شخصیت‌ها می‌پردازد و همین نگاه دقیق و کم‌پیرایه، نوشته‌هایش را متمایز کرده است. چخوف استاد ایجاز و حذف اضافات بود؛ به‌جای خطابه و قضاوت مستقیم، موقعیت‌ها و آدم‌ها را چنان تصویر می‌کرد که معنا از دل جزئیات بیرون بیاید. از میان آثار شناخته‌شده‌اش می‌توان به نمایش‌نامه‌های «باغ آلبالو»، «مرغ دریایی» و «دایی وانیا» اشاره کرد. داستان‌های کوتاه او نیز از مهم‌ترین نمونه‌های این قالب در ادبیات روسی و جهان به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های باغ آلبالو

افزودن جمله
A

@amirzamanifard · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«ـ فیرز: و بعضی وقت ها آلبالو خشکه ها را بار گاری می‌کردند و به مسکو و خارکف می‌فرستاند. یک عالمه پول! و آلبالو خشکه های آن وقتها، نرم آبدار خوشبو و خوشمزه بود. یک نسخه ای بلد بودند که... ـ رانوسکی: آن نسخه حالا کجاست؟ ـ فیرز: یادشان رفته، هیچکس یادش نیست.»

صفحه ۳۰ · 1

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب باغ آلبالو

امیرمهدی

۱۴۰۵/۶/۱۵

در بابِ باغ آلبالو: باغ آلبالو آخرین اثر آنتون چخوف، نمایشنامه‌ای که چخوف در آن رئالیسم روسی و امپرسیونیسم فرانسوی را با هم ادغام کرده. این کتاب، اثری به ظاهر ساده ولی همانند کتاب پیرمرد و دریا، می‌توان مفاهیم و نمادین را از آن انتزاع کرد. بعد از خواندن اثر کمی سادگیِ دیالوگ‌ها و رویدادها مایوسم کرد که احتمالاً به‌خاطرِ خامی و بی‌تجربه بودنم است ولی سپس توانستم تفسیری از دلِ بن‌مایه داستان بیرون بکشم، هرچند که تفاسیر و نقدهایی که سیمین دانشور در ابتدایِ کتاب می‌کند، مرتبط‌تر و دقیق‌تر است. ابتذالِ زندگی بورژوازی، گذشتن از گذشته و نویدِ آینده‌ای روشن برای روسیه و ... . اما من می‌خواهم قدمی فراتر بگذارم، هرچند که شاید نارمرتبط و نادقیق باشد. وقتی از ژیژَک می‌پرسند در زمانه پست مدرن باید چه کرد؟ او پاسخ می‌دهد باید هیچ کرد. دست به عمل نزد، چرا که ممکن است در تله و دامِ سیستم افتاد. - بالاخره باید چه کرد؟ - باید هیچ نخواست! قطع امید کرد و این بی‌امید بودن در زندگی را پذیرفت! باید به‌صورت رادیکالی فکر کرد و دید چه پیش می‌آید؟ ما در شرایطی هستیم که هرگونه کنش و فعل و یا اعتراضی به بازتولید سیستم منجر می‌شود. مقصودم سیستم سرمایه‌داری که در دنیا حاکم است و همه به طورِ مستقیم یا غیر مستقیم با آن یا با عوارض آن روبه‌رو هستیم. کاری که سیستم سرمایه‌داری با دنیا و ضدِ خودش می‌کند این‌ست که همه‌چیز را به کالا تبدیل می‌کند. مثلا: لباس‌ها و تی‌شرتی‌هایِ چه‌گوارا را که خودش ضدِ این سیستم بوده تبدیل می‌کند به کالا و به مخالفان سرمایه‌داری می‌فروشد. هم سرمایه‌داری سودش را کرده و هم از هیجانات مردم کاسته. یعنی یک سود کلان! در ظاهر مردم دارند اعتراض می‌کنند ولی در پشت اعتراضات، سیستم است که جایگاه خودش را تثبیت بخشیده و خودش را بازتولید کرده. فعالیت‌ها و اعتراض‌های اجتماعی نسبت به سرمایه‌داری در قالب شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و ایکس و... . مردم عملاً در این نوع اعتراض‌ها کاری جز تثبیت و بازتولید سیستم نمی‌کنند. مردم فراموش می‌کنند که مشکل عمیق و ساختاری است. پس در این زمانه که نظام سرمایه‌داری مانند دمِ سوسمار قابلیت بازتولید و بازسازی خودش را دارد، باید چه کرد!؟ جواب هیچ است! هیچ باید کرد و از کنش و مقاومت‌ها و اعتراض‌های سطحی اجتناب کرد و عمیقاً به صورت رادیکالی فکر کرد. درست مانند شخصیت‌های نمایشنامه باغ آلبالو. مانند خانم رانوسکی(مالکِ باغ) که دست‌رو‌دست گذاشته تا باغش به حراج رود. برادرش گایِف که بی‌هدف ول‌معطل است. ... فیرز(نوکرشان) که منتظرِ وداع با زندگی‌ست و... . به‌زعم من، استثناً، منفعل بودن در اینجا کارِ مفیدی بوده. زیرا مادر تا وقتی که در آن باغ است نمی‌تواند گذشته و خاطرات غرق شدن فرزندش را فراموش کند و به زندگیِ عادی برگردد. دیوار‌ها پنجره‌ها، اتاق بچه‌ها و درخت‌های آلبالو همگی خاطره‌ی فرزندِ مرده‌اش را برای مادر زنده می‌کنند. اصلاً شاید برایِ همین است که مادر بین نجات دادن باغ آلبالو و ازدست دادن، نمی‌تواند دست به انتخاب بزند و ناچاراً آخر دست‌به‌دامن سرنوشت و تقدیر می‌شود. "هیچ را خواستن". خودآگاه می‌خواهد اما ناخودآگاه مقاومت می‌کند. پس هیچ نکردن خانم رانوسکی به‌زعمِ من باعث نجاتش از این اوضاع می‌شود. و چه‌خوب که هیچ کاری نکنیم و فقط تعقل پیشه کنیم. نه در همه‌وقت، بلکه در وضعیت خاص و بحرانیِ انسانِ پست‌مدرن که به قولِ نیچه: انسان بندی‌ست برا فرازِ مَغاکی! — امیرمهدی

Amir Zamanifard

۱۴۰۵/۵/۲۵

باغ آلبالو آخرین نمایشنامه چخوف عزیز، نمایشگر اضمحلال آدم هاییه که نتونستن خودشون رو با شرایط جدید روزگار وفق بدن و این عدم توانایی نهایتا باعث نابود شدن اونا و چیزهایی میشه که دوست دارن. آدمهایی غرق در گذشته که حتی از مواجه شدن با واقعیت هم ترس و واهمه دارن

Maral's Notes

۱۴۰۵/۵/۱۵

"باغ آلبالو" داستان از دست رفتن یک باغ قشنگ خانوادگی پر از آلبالوئه... دل کندنی به اجبار که برای تک تک اعضای خانواده سخت و تلخه. از دست رفتن این باغ فقط خداحافظی با یک ملک نیست بلکه از دست رفتن نشونه هاییه که اعضای اون خانواده رو به لحظه ای از گذشتشون، هویتشون و خاطراتشون پیوند می زنه...