«صبح وقتی که درها بسته بود، همه اهل خانه میخواستند به اتاقش هجوم بیاورند و حالا که درها باز بود کسی نمیآمد او را ببیند»
مسخ
The Metamorphosis
معرفی کتاب مسخ
«مسخ» فرانتس کافکا داستانی کوتاه، تلخ و فراموشنشدنی است که از همان جملههای آغازین، خواننده را وارد فضایی ناآرام و غریب میکند. روایت، زندگی گرگور زامزا را دنبال میکند؛ مردی که یک صبح معمولی با وضعیتی غیرعادی و شوکآور روبهرو میشود و همین اتفاق، نظم ظاهری خانه و روابط خانوادگیاش را بههم میریزد. آنچه «مسخ» را ماندگار میکند فقط ایده عجیبش نیست، بلکه نحوه پرداخت کافکا به احساس تنهایی، بیگانگی، شرم و فروپاشی تدریجی رابطههاست. در دل این داستان، خانوادهای را میبینیم که زیر فشار ترس، نیاز و ناتوانی، کمکم چهره دیگری از خود نشان میدهد. فضای اثر سرد، خفقانآور و در عین حال انسانی است؛ انگار هر لحظه میتواند به سکوتی سنگینتر ختم شود. «مسخ» بیش از آنکه صرفاً یک داستان عجیب باشد، متنی درباره هویت، ارزش انسان و فاصلهای است که میان فرد و جهان اطرافش شکل میگیرد. نثر فشرده و دقیق کافکا، همراه با حالوهوای روانشناختی و فلسفی اثر، باعث شده این کتاب هنوز هم برای خواننده امروز تازه، تکاندهنده و قابل تأمل باشد.
مشخصات این نسخه
نسخهها و ترجمههای دیگر

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: بدرقه جاویدان
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
۲۰۰٬۰۰۰ تومان

ناشر: جنگل
نوع جلد: رقعی
محل دسترسی: فروشگاه
۴۳۰٬۰۰۰ تومان

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: جامی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: علی اصغر حداد
ناشر: ماهی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: فرزانه طاهری
ناشر: نیلوفر
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: مجید
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: ارتباط برتر
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: جامی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: خرمن
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: یوشیتا
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: موسسه اندیشه ناب فردا
ناشر: آد
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: علی اصغر حداد
ناشر: ماهی
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: بدرقه جاویدان، جاویدان
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید

سال انتشار: ۱۴۰۴
مترجم: صادق هدایت
ناشر: ارتباط برتر
نوع جلد: شومیز
محل دسترسی: فروشگاه
غیرقابل خرید
جملههای ماندگار
نقلقولهای مسخ
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب مسخ
۱۴۰۵/۵/۲۴
مسخ رو سه بار خوندم. بار اول، وقتی سنم کمتر بود، واقعاً با خودم گفتم این دیگه چه داستان مسخرهایه! اما سالها بعد که دوباره خوندمش، تازه فهمیدم کافکا اصلاً دربارهی حشره شدن یک آدم حرف نمیزنه؛ دربارهی آدمیه که وقتی دیگه نتونه مفید باشه، کمکم برای دیگران از انسان بودن میافته. داستان گرگور بیچاره رو هر بار که خوندمش، برام غمگینتر شد. شاید بعضی کتابها رو نمیشه با سن کم فهمید؛ باید یه مقدار از زندگی رو زندگی کرده باشی تا بفهمی کافکا دقیقاً کجای آدم رو نشونه گرفته
۱۴۰۵/۵/۲۳
برای آدمایی که همیشه نیاز و خواسته دیگران و به خودشون ترجیح دادن میتونه ناراحت کننده باشه.
۱۴۰۵/۵/۲۵
باورنکردنی اما پر کشش . تصور اینکه با تمام موقعیت های اجتماعی تبدیل به موجودی شوی که حتی خانواده از درک و تماشای تو عاجز بوده و زندگی انسانی خود را به زندگی دیگری تغییر یافته ببینی .
۱۴۰۵/۵/۲۴
ترسناکترین بخش داستان، خودِ سوسک شدن نیست؛ واکنش اطرافیانه. همونهایی که تا دیروز بهش نیاز داشتن، به محض اینکه از مدار سودمندی خارج میشه، آرومآروم با نگاههای سردتر و فاصلههای طولانیتر، وجودش رو از انسان بودن ساقط میکنن. و تلختر اینکه توی زندگی واقعی، ما خودمون هم گاهی بیآنکه بفهمیم، همون نقش رو بازی میکنیم.
۱۴۰۵/۵/۲۷
مسخو دوبار خوندم و هر دوبار قلبمو فشرده کرد. واقعا دلم به حال گرگور بیچاره میسوخت، اینکه چطور کاملا خودشو وقف خانوادهش کرد و وقتی برای خانوادهش بیمنفعت شده بود و شاید حالا بهشون نیاز پیدا کرده بود از سمتشون طرد شد.شخصیت پدرش واقعا برام منفور بود.
۱۴۰۵/۵/۲۶
واقعاً بار حسی کتاب برای من سنگین بود، اما یه مدته خودم رو مجبور کردم به خوندن کتاب هایی که هیچ جوره نمیتونم تحملشون کنم . این کتاب منو کشت تا تموم شد اما خب ارزشش رو داشت در نهایت با سوسک همزاد پنداری کردم :) اگه شما هم مثل من کتاب های یکم عمیق رو دوست دارید اما نمیتونید این حجم از فضا سازی ناراحت کننده رو تحمل کنید شاید قلعه ی حیوانات و اعمال انسانی انتخاب های خوبی باشن
۱۴۰۵/۵/۲۴
شاید این کتاب، کتاب من نبود. شاید چون زمانی نخوندمش که برای سن من مناسب نبود و شاید کافکا نویسنده من نیست اما دوستش نداشتم
۱۴۰۵/۵/۲۴
تو این کتاب مشغول خوندن زندگی یک حشرهای شدم که خودش از قبل خودش طرد کرده بود و تعجبی از زندگی الانش هم نداره.(:















