خانه کتاب بی

بوف کور

The Blind Owl

نویسنده:صادق هدایت
ناشر: امیرکبیر
۶۰۱ بازدید
موجود در کتاب بی

معرفی کتاب بوف کور

«بوف کور» صادق هدایت یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رمان‌های ادبیات معاصر فارسی است؛ اثری کوتاه، تیره و پر از لایه‌های روانی که از همان صفحات نخست، خواننده را وارد جهانی مه‌آلود و ناآرام می‌کند. روایت کتاب میان خواب و بیداری، خاطره و کابوس، و واقعیت و وهم در نوسان است و همین فضای مبهم، هسته اصلی جذابیت آن را می‌سازد. در مرکز داستان، راوی‌ای قرار دارد که با تنهایی، وسواس ذهنی، ترس، میل و فروپاشی درونی دست‌وپنجه نرم می‌کند. حضور شخصیت‌های مرموز و تصویرهای تکرارشونده، حس اضطراب و بی‌قراری را در سراسر اثر حفظ می‌کند و خواننده را به دل ذهنی می‌برد که هر لحظه بیشتر از جهان بیرون فاصله می‌گیرد. «بوف کور» بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر تجربه روانی و فضای ذهنی استوار است. نثر هدایت در این اثر، فشرده، شاعرانه و گاه خفه‌کننده است؛ نثری که به‌خوبی با حال‌وهوای تلخ و کابوس‌وار رمان هماهنگ می‌شود. اگر به رمان‌های روان‌شناختی، آثار فلسفی و متن‌هایی علاقه دارید که بعد از تمام شدن هم در ذهن می‌مانند، «بوف کور» انتخابی جدی و تأمل‌برانگیز است.

مشخصات این نسخه

صفحات
96
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
9789649547718
تاریخ چاپ
-
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
موجود برای خرید
قیمت
۳۲۰٬۰۰۰ تومان

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره صادق هدایت

تصویر صادق هدایت

صادق هدایت

Sadegh Hedayat

صادق هدایت از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران است که بیش از هر چیز با نثر دقیق، فضای تیره و نگاه انتقادی‌اش شناخته می‌شود. او در داستان‌نویسی فارسی راهی تازه گشود و با پرداختن به تنهایی، اضطراب، مرگ و بن‌بست‌های روانی و اجتماعی، زبان و حال‌وهوایی متمایز پدید آورد. از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «بوف کور»، «سه قطره خون» و «زنده‌به‌گور» اشاره کرد. هدایت علاوه بر داستان‌نویسی، در ترجمه و پژوهش نیز فعال بود و توجهش به فرهنگ و ادبیات کهن و عامیانه فارسی، به کارهایش عمق و تنوع بیشتری بخشید. نوشته‌های او هنوز هم از مهم‌ترین متن‌های مرجع برای آشنایی با ادبیات مدرن فارسی به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های بوف کور

افزودن جمله
Nafis

@papermuse · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد...»

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«جلو آینه به خودم میگفتم: «درذ تو آنقدر عمیق است که ته چشمت گیر کرده... و اگر گریه بکنی یا اشک‌از پشت چشمت درمی‌آید یا اصلا اشک درنمی‌آید!»»

صفحه ۷۹

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«جلو آینه به خودم میگفتم: «درذ تو آنقدر عمیق است که ته چشمت گیر کرده... و اگر گریه بکنی یا اشک‌از پشت چشمت درمی‌آید یا اصلا اشک درنمی‌آید!»»

صفحه ۷۹

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«آیا برای هر کسی اتفاق نیفتاده که ناگهان و بدون دلیل به فکر فرو برود و به قدری در فکر غوطه‌ور بشود که از زمان و مکان خودش بی‌خبر بشود و نداند که فکر چه چیز را میکند؟ آن‌وقت بعد باید کوشش بکند برای اینکه به وضعیت و دنیای ظاهری خودش دوباره آگاه و آشنا بشود ـ این صدای مرگ است.»

صفحه ۷۵

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«نه، من احتیاجی بدیدن این‌همه دنیاهای قی‌آور و این‌همه قیافه‌های نکبت‌بار نداشتم ـ مگر خدا آنقدر ندیده بدیده بود که دنیاهای خودش را به چشم من بکشد؟»

صفحه ۷۴

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«تاریکی، این ماده غلیظ سیال که در همه‌جا و در همه‌چیز تراوش میکند، من به آن عادت کرده بودم ـ در تاریکی بود که افکارم گم‌شده‌ام، ترس‌های فراموش‌شده، افکار مهیب باورنکردنی که نمی‌دانستم در کدام گوشه مغزم دنهانغشده بود همه از سر نو جان می‌گرفت، راه می‌افتاد و به من دهن‌کجی میکرد ـ کنج اطاق، پشت پرده، کنار در پر ازین افکار و هیکل‌های بی‌شکل و تهدید کننده بود.»

صفحه ۶۸

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«حس میکردم که نه زنده زنده هستن و نه مرده مرده، فقط یک مرده متحرک بودم که نه رابطه با دنیای زنده‌ها داشتن و نه از فراموشی و آسایش مرگ استفاده میکردم»

صفحه ۶۷

Elyar

@elyar · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«اغلب با یک نفر که حرف میزدم یا کاری میکردم راجع به موضوع‌های گوناگون داخل بحث میشدم در صورتی که حواسم جای دیگری بود، بفکر دیگر بودم و توی دلم به خودم ملامت میکردم»

صفحه ۵۳

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب بوف کور

Zara

۱۴۰۵/۵/۱۵

ازلحاظ قدرت نویسندگی وفضاسازی داستان درسطح بسیاربالایی قرار داره،اونقدر که بعد از خوندنش تا ۳ روز به شدت درگیر فضای داستان بودم.اما حس تیرگی وپوچی که داستان منتقل میکنه فطعا خوشایند هر خواننده ای نیست.

Fatm

۱۴۰۵/۵/۲۴

چیزی که همیشه بیشتر تو این کتاب توجه ام جلب میکنه ، چندلایه بودن انسان و محو شدن مرز میان واقعیت و خیال بود.

Ruy

۱۴۰۵/۵/۲۴

بعد از خوندن این کتاب فقط کوبیدن سر به دیوار جواب میده. ولی من حاضرم باز هم بخونمش.

Amir Hossein

۱۴۰۵/۵/۲۳

قدرتمندترین اثر ادبی معاصر ایران، با فاصله از هرچیز دیگه‌ای

Forutana

۱۴۰۵/۵/۲۴

قلم قوی و حس و حال خوب

Rasool69

۱۴۰۵/۵/۲۴

صادق هدایت حرف برای گفتن نمیذاره

styshqbdi

۱۴۰۵/۵/۲۴

اولین بار تو ۱۵ سالگی خوندمش و حقیقتا چیزی نفهمیدم ازش ولی یک بار دیگه خوندمش و تازه به عمق فاجعه پی بردم.

خیلی رمز و راز داره و تا مدت ها ذهن آدم و درگیر می‌کنه و چون چند بار خوندمش تاثیر خوبی توی روحیم نداشت . در ارزشمندی این اثر شکی نیست و از خواندنش راضیم اما اگر روحیه حساسی دارید بهتره درگیرش نشید.

Narges

۱۴۰۵/۴/۲۲

هرچقدرم دارک باشه میتونم برای بار هزارم بخونمش