خانه کتاب بی

ناطور دشت

The Catcher in the Rye

ناشر: نشرچشمه
۷۸۴ بازدید

معرفی کتاب ناطور دشت

«ناطور دشت» رمان مشهور جی. دی. سلینجر، روایت چند روز سرگردانی و ناآرامی هولدن کالفیلد، نوجوانی سرکش و حساس است که از مدرسه‌ای به مدرسه دیگر رانده می‌شود و در میانه‌ی نیویورکِ سرد و شلوغ، با تنهایی، دل‌زدگی و بی‌اعتمادی‌اش به دنیای بزرگسالان دست‌وپنجه نرم می‌کند. فضای رمان صمیمی، تلخ و گاهی طنازانه است و از خلال نگاه تند و بی‌پرده‌ی هولدن، تصویری زنده از اضطراب بلوغ و شکاف میان نوجوانی و جهان رسمی می‌سازد. داستان بیش از آن‌که بر حادثه‌های بیرونی تکیه کند، روی ذهن آشفته و صداي خاص راوی بنا شده است؛ راوی‌ای که مدام میان تمسخر، خشم، ترس و دلتنگی در نوسان است. همین نگاه شخصی و بی‌واسطه باعث شده «ناطور دشت» به رمانی ماندگار درباره بحران هویت، احساس بیگانگی و نیاز به دیده‌شدن تبدیل شود. اگر به رمان‌هایی علاقه دارید که بیشتر از روایتِ صرف، حال‌وهوا و جهان درونی شخصیت را برجسته می‌کنند، این کتاب انتخابی درخشان است. «ناطور دشت» هم برای خوانندگانی که به ادبیات کلاسیک و آمریکایی علاقه دارند جذاب است، هم برای کسانی که دنبال متنی کوتاه‌تر اما عمیق و بحث‌برانگیز می‌گردند.

مشخصات این نسخه

صفحات
266
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
قطع
-
ISBN
-
تاریخ چاپ
۱۴۰۵
محل دسترسی
فروشگاه
وضعیت فروش
ناموجود برای خرید

نسخه‌ها و ترجمه‌های دیگر

درباره جی دی سلینجر

تصویر جی دی سلینجر

جی دی سلینجر

J. D. Salinger

جی. دی. سلینجر، نویسنده آمریکایی، بیش از همه با رمان «ناتور دشت» شناخته می‌شود؛ اثری که نام او را به یکی از چهره‌های ماندگار ادبیات قرن بیستم تبدیل کرد. او در روایت زندگی نوجوانان و جوانان، لحنی صمیمی، دقیق و گاه تلخ دارد و معمولاً به دغدغه‌هایی مثل تنهایی، بیگانگی، صداقت و ناآرامی درونی می‌پردازد. سلینجر در کنار رمان مشهورش، مجموعه‌داستان‌هایی هم نوشت که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به داستان‌های خانواده گلس اشاره کرد. آثار او به دلیل زبان ساده اما لایه‌دار، شخصیت‌پردازی حساس و نگاه انتقادی به جامعه شهری آمریکا، همچنان خوانده می‌شوند و الهام‌بخش بسیاری از نویسندگان بعد از او بوده‌اند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های ناطور دشت

افزودن جمله
Ladymarginalia

@ladymarginalia · ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

این جمله ممکنه بخش مهمی از داستان رو لو بده.

Ladymarginalia

@ladymarginalia · ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

«وقتى توى يک كار زيادى خوب باشى، بعد يک مدت اگر حواست نباشد مى افتى به فخرفروشى و قُمپُز دركردن وآن چيز خوبى هم كه داشتى از كَفَت مى رود.»

SINA

@sina_sheykhzadeh · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«به نظر من اصلا کتاب جالبی نبود»

A

@s.ardalanfatemi · ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

«با کتاب‌هایی بیش‌تر حال می‌کنم که وقتی خواندش تمام می‌شود، آرزو کنی نویسنده‌اش رفیق فابریکت باشد و هر وقت دلت خواست بهش زنگ بزنی.»

Ladymarginalia

@ladymarginalia · ۱ شهریور ۱۴۰۵

«نشان آدم ناپخته اين است كه مى خواهد در راه یک آرمان، شرافتمندانه بميرد و نشان آدم پخته اينكه مى خواهد در راه يک آرمان، خاضعانه زندگی كند.»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب ناطور دشت

Ladymarginalia

۱۴۰۵/۵/۳۰

ناطور دشت بیشتر شبیه پرتره‌ای از یک ذهن ناآرام است تا یک رمان پرحادثه. اگر با انتظار داستانی پرکشش سراغش برویم، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود؛ اما اگر آن را مطالعه‌ای روی ذهن یک نوجوان در آستانه‌ی فروپاشی ببینیم، می‌تواند تجربه‌ای قابل تأمل باشد.

Ardalan

۱۴۰۵/۵/۲۴

راستش یه بخشی از من از دست هولدن حرص میخوره. اونقدر نق میزنه و قضاوت میکنه که دلت میخواد بزنی تو گوشش! ولی در عین حال، وقتی تمومش میکنی، یه جور دلتنگی عجیبی میگیره‌ات. چون تهش، هولدن همون بچه ایه که میخواد از پرتگاه بچه ها رو نجات بده، ولی خودش داره سقوط میکنه.

Moonlight

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب درباره اینه که شخصیت اصلی داستان میفهمه که نمیتونه جلوی بزرگ شدن بچه ها رو برای وارد شدن به دنیای دروغین بزرگسالان بگیره